در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٩٦٤
به علت داشتن ذوق سليم و وجود ملكه ذاتى فصاحت كه در نهاد عرب بود، قبل از اختلاط با ملتهاى ديگر، وجود همان ملكه ذاتى او را از خطاء در زبان، حفظ مىكرد و به تدوين قواعدى جهت درست خواندن كلمات، نيازى نداشت.
ولى همين كه دين اسلام انتشار يافت و عربها با ملل ديگر و بيگانگان روابطى يافتند و آميزش كردند، عوامل فساد و يا به اصطلاح لحن ١٢ در زبان عربى راه يافت.
براى جلوگيرى از لحن، اعجام ١٣ و نقطهگذارى يا به اصطلاح امروز، اعرابگذارى بوجود آمد.
بهرحال، عقلاى قوم و دورانديشان باين فكر افتادند كه از راه يافتن غلط و لحن به زبان عرب و بويژه كلام اللّه مجيد كه اساس دين و نگهبان اسلام بود، جلوگيرى كنند و قواعدى تدوين كنند كه بوسيله آن قواعد از خطاى در كلام، مصون «*» باشند.
بحث درباره واضع اوليه علم نحو و مؤسس و مدوّن نخستين اين قواعد و علل و انگيزههائى كه سبب وضع اين قواعد شده، بسيار مفصل است و سخن را بدرازا مىكشاند ١٤. ولى براى روشن شدن مطلب و نتيجهگيرى بطور خلاصه مىگويم كه:
بسيارى از مورخان و رواة؛ واضع علم نحو عربى را ابو الأسود ١٥ دوئلى دانستهاند و ابن النديم هم آنرا تأييد كرده است و مىگويد:
«زعم اكثر العلماء، النحو اخذ عن ابى الأسود الدئلى و ان أبا اسود اخذ ذلك عن امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام. و قال آخر: رسم النحو نصر بن عاصم الدئلى و يقال ليثى».
ابن النديم براى اثبات گفته خويش كه واضع علم نحو، ابو الأسود است، مىافزايد: «در شهر حديثه، نزد كسى به نام محمد بن حسين كه كتاب جمعآورى مىكرد و كتابهاى قديمى زيادى در لغت و نحو داشت، بودم و نزد او نوشتههائى ديدم كه دلالت مىكرد بر اينكه واضع علم نحو، ابو الأسود دوئلى است و در روى ورق چينى، نوشته شده بود: درينجا كلامى است، در فاعل و مفعول از أبو الأسود، رحمة اللّه، بخط
(*) «يعرف بها خطأ الكلام عن صوابه».