در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٩٥٠
سال ١١٦٩ هجرى، سراج اللغات را تأليف كرد و پس از مدتى، ميرزا اسد اللّه خان غالب، متوفى به سال ١٢٨٥ هجرى، قاطع برهان را در انتقاد بر برهان قاطع نوشت.
و خلاصه اينكه در همين دوره بر اثر بسط و توسعه قدرت تيموريان و فرمانروايان ملى هند و علاقه شديد آنان به زبان فارسى و بر اثر پشتيبانى آنها، زبان و ادب فارسى و فرهنگنويسى مرتبا رو به تكامل مىرفته و راه ترقى و پيشرفت را مىپيموده است و دربار شاهان هند پر از گويندگان فارسىزبان بوده و مدت دو قرن شاعرانى چون:
ظهورى، طالب آملى، كليم، حزين، صائب، نظيرى و عرفى و ديگر شاعران، دربار شاهان ادبپرور هندوستان را بر موطن اصلى خود ترجيح دادند و در سرزمين پهناور هندوستان رحل اقامت افكندند.
دوره سوم فرهنگنويسى در هندوستان دورانى است كه بساط سلطنت شاهان بابرى در هندوستان برچيده شد و كشور هندوستان تحت تسلط انگليسىها درآمد.
استعمار علاوه بر اينكه سعى در برانداختن فرهنگ اسلامى كرد، زبان انگليسى را نيز جايگزين زبان فارسى كرد و محافل سياسى و ادارات دولتى به زبان انگليسى تكلم كردند. ولى مسلمانان با تمام قوا كوشيدند كه باز هم تمدن و زبان خود را حفظ كنند و حفظ هم كردند و كمابيش زبان فارسى باز هم در ميان علاقهمندان همان مقام والاى خود را همچون گذشته حفظ كرد و در همين دوره تسلط باز هم، فرهنگهائى چون «غياث اللغات» بوسيله مردى دانشمند بنام: محمد غياث الدين به سال ١٣٤٢ هجرى در هند تأليف شد و بيش از ديگر فرهنگهاى فارسى در آن كشور رواج يافت و مورد توجه واقع شد اين كتاب و، فرهنگ آنندراج به علت وجود مزاياى فراوان و بواسطه اينكه در بردارنده لغت فارسى و عربى مىباشد، از بهترين كتب مهم لغت به شمار مىآيد كه علاوه بر قبولى عام در كشور هند، نزد مردم ايران نيز شهرتى يافته و در ميان فرهنگهاى فارسى براى خود جائى باز كرده است. ١٠
فرهنگ نظام كه بوسيله سيد محمد على داعى الاسلام، به نام نظام دكن، در پنج مجلد تأليف شده و در حيدرآباد دكن به طبع رسيده، از جمله فرهنگهائى است كه برخلاف فرهنگهاى شعرى كه فقط، متضمن لغات متعلق به اشعار بود، فرهنگى است كه دربردارنده لغات شعرى و نثرى و محاورهاى هم هست ١١.