در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٩١٩
تمثيل در شعر ملّاى رومى تمثيل چيست؟
در فرهنگهاى فارسى نوشتهاند ١: «تمثيل: مثال آوردن، تشبيهكردن، مانند كردن، صورت چيزى را مصوركردن، داستان يا حديثى را به عنوان مثال بيانكردن، داستان آوردن مىباشد».
قدامة بن جعفر (م ٣٣٧ ه) در كتاب «نقد الشعر» نوشته است ٢: تمثيل عبارت از اين است كه شاعر خواسته باشد به معنايى اشاره كند و سخنى بگويد كه بر معنايى ديگر دلالت كند، امّا آن معناى ديگر سخن او مقصود و منظور اصلى وى را نيز نشان دهد.
ابن رشيق قيروانى (م ٤٥٦ ه)، در كتاب «العمدة» تمثيل را از اقسام استعاره دانسته و گفته است ٣: تمثيل، به اعتقاد بعضى از مماثله است و آنچنان است كه چيزى را به چيزى تمثيل و همانند كنى كه در آن اشارتى باشد. وى بحثى را نيز در تفاوت استعاره و تمثيل و تشبيه، طرح كرده است.
شمس الدين محمّد قيس رازى، در معناى تمثيل گفته است ٤: «و آن هم از جمله استعارات است الا آنكه اين نوع استعارتى است به طريق مثال يعنى چون شاعر خواهد كه به معنا اشارتى كند لفظى چند كه دلالت بر معناى ديگر كند بياورد و آنرا مثال معناى مقصود سازد و از معناى خويش بدان مثال عبارت كند و اين صنعت خوشتر از استعارت مجرد باشد.»