در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٩٠٣
يعنى: اى مالك! اى فرماندار! بايد ديو هوس و مشتهيات نفسانى خود را به زنجير كشى و بر هواهاى نفسانى و خواهشهاى جسمانى خود، مسلّط باشى. و به خود و نفس خويش بخل بورزى، از آنچه برايت حلال نيست؛ زيرا بخل ورزيدن به نفس، عدل است و انصاف.
و چه خوبست به دستور ديگر امام عليه السّلام به مالك اشتر، توجّه كنيم تا بفهميم، تفاوت از كجاست تا به كجا؟ على به مالك اشتر دستور مىدهد:
«ايّاك و الّدماء و سفكها بغير حلّها، فانّه ليس شيئ ادعى لنقمة، و لا اعظم لبتبعة و لا احرى بزوال نعمة، و انقطاع مدّة، من سفك الدّماء بغير حقّها.» «*»
يعنى: اى مالك! اى فرماندار! زنهار بترس از آدمكشى و خونريزى برخلاف حق؛ زيرا هيچ چيز بيش از خونريزى ناروا، خشم خداى را برنمىانگيزد و هيچ چيز بدفرجامتر، از آن نيست. خونريزى به ناحق، موجب زوال نعمت و قطع رشته حيات مىباشد.
سعدى در بوستان با تشبيهات و استعارات زيبائى، سياست داخلى و كشوردارى را براى فرمانداران و زمامداران بيان كرده و در واقع براى شاهان و فرماندهان، دستور العمل صادر كرده و گفته است:
رعيّت چو بيخند و سلطان درخت
درخت اى پسر، باشد از بيخ سخت