در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٨٨٨
كلمه «عدل» در آيه ٩٥ سوره مائده- ٥- نيز به معناى معادل است.
بخشى از آيه چنين است: «... أَوْ عَدْلُ ذلِكَ صِياماً لِيَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ ...» يا معادل آن روزه بگيرد تا كيفر كار خود را بچشد.
در صدر آيه، خدا گفته است: در حال احرام، صيد را به قتل نرسانيد و چنانچه كسى از شما عمدا آنرا به قتل رساند، بايد كفّارهاى معادل آن، از چهارپايان بدهد «يَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ ٣ مِنْكُمْ» كه دو تن، عادل از شما معادل بودن آنرا تصديق كند، يا به جاى قربانى، بايد اطعام مستمندان كند يا معادل آن، روزه بگيرد يا كيفر كار خود را بچشد.
كلمه «عدل» و عدول به معناى انحراف و يا به قول ابن منظور «عدل عن الطريق» نيز مىباشد مثلا در آيه «... أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ يَعْدِلُونَ»
آيه ٦٠ سوره نمل- ٢٧-
«يعدلون» در اين آيه، از مادّه عدول است به معناى انحراف و بازگشت از حق به باطل كه در اين صورت، معنى چنين است: «... آنان گروهى هستند كه از خداى يكتا به غير او، عدول مىكنند».
و ممكن است، كلمه «يعدلون» از مادّه «عدل» بر وزن قشر باشد يعنى معادل و شبيه و نظير و در اين صورت، معنى چنين است: آنان، براى خدا، عديل و نظير قائل مىشوند.
در آيات قرآنى، كلمه «عدل» به معناى متداول، زياد به كار رفته مثلا در آيه «وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ ٤ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ ...» آيه ١١٥ سوره انعام- ٦-
يعنى: و كلام پروردگارت با صدق و عدل به انجام رسيد، هيچ كسى نمىتواند، كلمات او را دگرگون سازد.
اكنون لازم است كه ابتدا مفهوم اصلى و دقيق عدل روشن شود و بدانيم كه عدل چيست؟
كلمه «عدل» چهار معنى و يا چهار مورد استعمال دارد:
الف- موزون بودن، يعنى يك اجتماع موزون و متعادل آن است كه هرچيزى در آن به قدر لازم نه به قدر مساوى، وجود داشته باشد. مثلا يك مصنوع متعادل، آن