در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٨٣٨
جهت اهميت و ارزش بيشتر بدان مىباشد، و اطناب در اين صورت ممدوح و پسنديده است.
و يا مثلا در آيه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها ...» سورة الأحزاب (٣٣) آيه ٧٢.
در واقع «جبال» مىتواند، تحت عنوان «أرض» قرار گيرد، ليكن لفظ خاصّ «جبال» پس از لفظ عامّ «أرض» جهت اهميّت دادن به آنست و أطنابى است ممدوح و پسنديده.
إطناب ممكن است در تكرار كلمات جهت نكته خاصّى باشد همچون آيات:
«كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ، ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ». سورة التكاثر (١٠١) آيههاى ٣ و ٤ كه به گفته عبد الجبّار ٣٠ معتزلى متوفّى به سال ٤١٥ هجرى آنگاه كه از او پرسيدهاند:
«كيف يحسن هذا التكرار؟» در جواب گفته است: منظور از جمله نخستين چيزهاى دنياوى است و چيزهايى است كه در اين جهان به آدمى وارد خواهد شد و در جمله دومى، منظور چيزهايى است از ثواب و عقاب كه در آن جهان و آخرت به آدمى وارد خواهد شد.
و نيز در آيات: «وَ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ. ثُمَّ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ» «*» سورة الانفطار (٨٢) آيههاى ١٧ و ١٨.
تكرار جهت عظمت روز جزاست و به قول ٣١ عبد الجبّار معتزلى: چون در آيات قبلى از ابرار و نعيمى كه بدانان مىرسد و از فجّار و بدكاران و عذابى كه بدانان خواهد رسيد سخن گفته، بنابراين آيه نخستين جهت ابرار و بخش دوم جهت فجّار است و اين تكرار، ممدوح است و پسنديده و از عظمت روز جزا، حكايت مىكند.
و گاه ممكن است، اطناب از اين جهت باشد كه جملهاى منطوق جمله قبلى را تأكيد كند و در اين صورت، إطناب بلاغت است و نه ملالت همچون آيه: «الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» «**» سوره رعد (١٣) آيه ٢٨.
(*) يعنى: و تو چگونه به روز جزا، آگاه توانى شد. و تو عظمت آن روز را چگونه توانى دانست؟
(**) يعنى: آنان كه به خدا ايمان آوردند و دلهاشان به ياد خدا آرام مىگيرد. هان اى مردم! آگاه باشيد كه تنها ياد خدا آرامبخش است.