در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٨٣٦
ايجازى را «ايجاز التقدير» گويند ٢٦.
ب- ايجاز قصر و آن، وقتى است كه از عبارت موجود معنائى بيشتر از الفاظ مذكور در عبارت مىتوان درك كرد و در واقع در عبارت موجود، حذفى هم انجام نشده است همچون آيه: «مَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِأَنْفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ». سورة- الروم (٣٠) آيه ٤٤.
جمله «فعليه كفره» جمله جامعى است كه به شنونده مىفهماند، آنكه كفرش او را احاطه كند، در واقع تمام عذابها او را إحاطه خواهد كرد.
و يا مثلا آيه: «فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ ما غَشِيَهُمْ». سورة طه (٢٠) آيه ٧٨.
يعنى: فرعون با سپاهش از پى آنان تاختند، پس موج دريا چنان آنها را فرو برد كه از آنان اثرى باقى نگذاشت. در اين آيه، عبارت «... فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ ما غَشِيَهُمْ».
از «جوامع الكلم» است و در واقع بلاغت آن، در ايجاز قصر آنست كه در واقع گفته شده است: «غشيهم من الامور الهائلة و الخطب الفادحة «*» ما لا يعلم كنهه الّا اللّه و لا يحيط به غيره».
پيامبر اكرم «ص» نيز گفته آن عرب را كه گفته است: «اللّهم هب لى حقّك و أرض عنّى خلقك» و در آن، ايجاز قصر هست، از مقوله بلاغت دانسته و فرموده است: «هذا هو البلاغة» ٢٧.
و نيز آيه «وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ ...» سورة البقره (٢) آيه ١٧٩.
از مقوله «ايجاز قصر» است؛ زيرا چنين تعبيرى را مىبايست با الفاظ فراوانى بيان كرد ولى قرآن مجيد در كمترين كلمات، بيان كرده و قصاص را مايه حيات جامعه دانسته و قوام اجتماع را منوط به قصاص شناخته است و در واقع گفته است اگر قاتل كشته شود، ديگران متنبّه مىشوند و مرتكب قتل نمىشوند.
و نيز پاسخ «معن بن زائده» از مقوله بلاغت است و در آن ايجاز قصر هست؛
(*) فادحة: حادثه، پيشامد. فوادح الدهر: گرفتاريهاى روزگار.
خطب: حادثه ناگوار، حادثه بد. ج: خطوب.