در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٨٢٨
كتاب «خزانة الادب و غاية الأرب» تقى الدين ابو بكر معروف به ابن حجّة حموى، متوفّى به سال ٨٣٧ هجرى استفاده كرده است. كتاب شيخ احمد حملاوى، از لحاظ داشتن تمرينات به شيوه كتب معاصر، درخور اهميّت است و مىتوان گفت كه كتاب «زهر الربيع» حملاوى از جهت مزبور، پس از دوران طولانى جمود و انحطاط علوم بلاغى و مسائل نقدى، شايان توجّه است و روى همين اصل هم مىباشد كه كتاب مزبور در برخى از مؤسّسات آموزشى جديد تدريس مىشود ٦.
استاد على عبد الرزّاق كتاب «امالى فى علم البيان و تاريخه» را نوشت و در بخش نخستين كتاب به تاريخ علم بيان اشاره كرده و تطوّر علم بيان را از آغاز پيدايش تا دوران جمود و انحطاط علم بيان، بررسى كرده است.
وى بخش دوم كتابش را به موضوعات علم بيان يعنى: تشبيه- مجاز- استعاره و كنايه اختصاص داده و آراء گوناگون را در زمينه مباحث مزبور، ذكر كرده، ليكن همان شيوه سكّاكى و خطيب قزوينى را، دنبال كرده كه اگر از پيشينيان تبعيّت نمىكرد، مىتوان گفت كه تأليف وى، تازگى داشت؛ زيرا او داراى ذوق لطيف و دانش كافى بوده و نظرات باارزشى نيز در مباحث علم بيان ابراز كرده كه بعدها استاد احمد مصطفى المراغى در تأليف خود و دكتر بدوى طبانة در كتاب «البيان العربى» استفاده كردهاند ٧.
استاد احمد هاشمى نيز كتاب «جواهر البلاغة» را به همان شيوه خطيب قزوينى نوشته و تنها در مواردى با خطيب قزوينى اختلاف نظر دارد. نويسنده كتاب «جواهر البلاغة» در آخر كتاب خود از «سرقات» بحث كرده ٨ و رويهم رفته مىتوان گفت كه در كتاب مزبور، تمرينات سودمندى به شيوه كتابهاى جديد عربى وجود دارد كه مورد استفاده طالبان علوم بلاغى قرار مىگيرد و روى همين اصل، كتاب مزبور از كتب درسى آموزشگاهها و مدارس متوسّطه مىباشد بطورى كه كتاب «جواهر البلاغة» تاكنون بيش از سيزده بار به چاپ رسيده است.
استاد احمد مصطفى المراغى نيز كتاب «علوم البلاغة» را به همان شيوه «تلخيص المفتاح» و كتاب «الايضاح» خطيب قزوينى با اختلافات اندكى در مباحث علم معانى، تأليف كرد و در كتاب خود از طريقه عبد القاهر جرجانى و شيوه