در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٨٢٧
چهاردهم هجرى و عصر نهضت علمى جديد، در كشورهاى عربى، به همّت مرحوم شيخ محمد عبده دو كتاب «دلائل الاعجاز» و «اسرار البلاغة» عبد القاهر جرجانى، كتب درسى طالبان علوم بلاغى در دانشگاه «الازهر» مصر، شد و به تدريج بحث از بلاغت تطبيقى معمول و متداول گرديد ٣.
ولى باز هم، كسانى پيدا شدند كه با توجّه به كتب بلاغى خطيب قزوينى، تأليفاتى در رشته بلاغت به وجود آوردند كه يكى از آنان، شيخ محمد البسيونى البيبانى، متوفّى به سال ١٣١٠ هجرى است كه بنا به درخواست وزارت معارف مصر، كتاب «حسن الصنيع فى علم المعانى و البيان و البديع» را تأليف كرد و در واقع با اندك اختلافى در شيوه و روش، كتاب «الايضاح» خطيب قزوينى را مختصر كرد ٤.
يكى ديگر، حفنى ناصف متوفّى به سال ١٣٣٧ هجرى است كه كتاب «قواعد اللغة العربيّة» را در علم نحو و صرف و بلاغت، نوشت و بخش بلاغت آن، به كتاب «حسن الصنيع ...» شيخ محمد البسيونى شباهت دارد و حفنى ناصف مثل سلف خود، تنها در مباحث علم معانى با خطيب قزوينى، اختلاف روش داشت ٥.
شيخ احمد حملاوى، متوفّى به سال ١٣٥١ هجرى نيز به شيوه خطيب قزوينى كتاب «زهر الربيع فى المعانى و البيان و البديع» را نوشت و از تقسيمات خطيب قزوينى در علم معانى پيروى كرد و مباحث علم بيان را نيز به گونه خطيب قزوينى بحث كرد و تنها در بخشى از مباحث علم بديع با خطيب قزوينى اختلاف نظر دارد و چنين به نظر مىرسد كه شيخ احمد حملاوى از كتاب «عروس الافراح» سبكى و
- حماسى به كسر سين منسوب است به حماسه و معناى لغوى آن، شجاعت است و بعدها كتاب ابى تمّام كه اشعار بليغ مربوط به شجاعت در آنست، بدان اسم ناميده شده و عجيب است كه در حاشيه صفحه ٧٢ و ٧٣ جلد دوم «شروح التلخيص» چاپ مصر اين عبارت را نيز گفته است: «... و اذا قيل شاعر حماسى معناه ان شعره مذكور فى ديوان الحماسة اى الكتاب المذكور».
دسوقى، گاه مطالب تاريخى را مورد بحث قرار داده و مثلا آنجا كه از تجدّد و حدوث زمانى بحث كرده و خواسته است بگويد فعل مضارع بر تجدّد و حدوث دلالت مىكند، از قول طريف در سوق عكاظ كه خود را به شجاعت توصيف مىكند به مناسبت، از سوق عكاظ و اجتماع شعرا و مردم در آن مجمع، سخن گفته و عبارت «و عكاظ سوق بين نخلة و الطائف كانت تقام فى مستهلّ ذى القعده و تستمرّ عشرين يوما تجتمع فيه قبائل العرب ...» را در حاشيه جلد دوم «شروح التلخيص» صفحات ٢٧ و ٢٨ آورده است.