در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٨١٩
كه هيچ مؤلّفى از شيوه كتابهاى خطيب قزوينى و عبارات سكّاكى گام، بيرون ننهاده و همه، دنبالرو آنان بودهاند و در واقع كتب تأليفشده اين قرون، خدمت شايانى به «تلخيص المفتاح» خطيب قزوينى كرده است و نه به علوم، زيرا كسى در اين دوران، سخن تازهاى در مسائل بلاغى ابراز نكرده و كوشش مؤلّفان علوم بلاغى بر آن بوده كه گفتههاى پيشينيان را شرح و بسط داده و به حاشيهنويسى پردازند.
حتّى در قرن چهاردهم هجرى و عصر نهضت علمى جديد، باز هم كسانى پيدا شدند كه با توجّه به كتب بلاغى خطيب قزوينى، تأليفاتى در رشته بلاغت به وجود آورده و شيوه او را دنبال كردند.
يكى از آنان شيخ محمد البسيونى البيبانى متوفّى به سال ١٣١٠ هجرى بود كه به درخواست وزارت معارف مصر، كتاب «حسن الصنيع فى علم المعانى و البيان و البديع» را تأليف كرد كه در واقع مىتوان گفت كتاب «الايضاح» خطيب قزوينى را با اندك اختلافاتى در شيوه و روش، مختصر كرده است. ٨
حفنى ناصف، متوفّى به سال ١٢٣٧ هجرى، در علم نحو و صرف و بلاغت، كتاب قواعد اللغة العربيه را نوشت كه بخش بلاغت آن، شباهت تامّ و تمامى به «حسن الصنيع في علم المعانى ...» بسيونى دارد و اختلاف روش حفنى ناصف هم با خطيب قزوينى، مثل سلف خود، تنها در مباحث علم معانى است. ٩
شيخ احمد حملاوى، متوفّى به سال ١٣٥١ هجرى، به شيوه خطيب قزوينى كتاب «زهر الربيع في علم المعانى و البيان و البديع» را نوشته و از تقسيمات خطيب قزوينى در علم معانى، پيروى كرده و مباحث علم بيان را نيز به گونه خطيب قزوينى مورد بحث قرار داده و تنها در بخشى از مباحث علم بديع با خطيب قزوينى، اختلاف نظر دارد و چنين مىنمايد كه شيخ احمد حملاوى از «عروس الافراح ...» سبكى و «خزانه الادب و غاية الارب» تقى الدّين ابو بكر معروف به ابن حجّة حموى، استفاده كرده است. «زهر الربيع ...» شيخ احمد حملاوى از لحاظ داشتن تمرينات به شيوه كتب معاصر، درخور اهميّت است و مىتوان گفت كه اين كتاب از جنبه داشتن تمرينات، پس از دوران جمود و انحطاط علوم بلاغى و مسائل نقدى شايان توجّه است و شايد به همين جهت هم باشد كه كتاب مزبور در برخى از مؤسّسات آموزش