در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٨١٢
لحاظ درجه و مقام، كفو و همتاى نويسنده است و در اين مورد است كه مثلا نوشته مىشود: «فرأيك فى كذا» و نيز در نامه اعتذار و پوزشخواهى، نويسنده بايد كه الفاظ درشت و كلمات خشن به كار نبرد؛ زيرا او معتقد است، كلمهاى كه گوش را آزار دهد و براى سامعه ناخوشايند باشد، مسلّما روح و روان را نيز مىآزارد.
كلاعى از اوجب واجبات دانسته كه در نامهها، نام خدا بدون ذكر سبحان يا «جلّ ذكره» و يا «عزّ وجهه» به كار نرود، بدين معنى كه كاتب بايد، چون نام خدا را در نوشته به كار مىبرد بلافاصله كلماتى از قبيل: «سبحانه» «جلّ ذكره» «عزّ وجهه» پس از كلمه «اللّه» بنويسد. نيز كلاعى نوشته است: اگر كاتب در نوشته خود از رسول اللّه «ص» اسم مىبرد، بلافاصله بايد دنبال اسم آن بزرگوار، صلوات و سلام باشد.
آخرين گفتار كلاعى كه بايد گفت در واقع حسن ختامى است، اينست كه وى توصيه مىكند: كاتب «*» بايد شخصى مورد خطاب را به سخنانى كه لايق آن كلمات نيست نستايد و مدح بيجا نكند؛ زيرا در واقع، گزافهگويى در مدح خود يك نوع هجاست.
سرانجام، كلاعى، كاتبان را اندرز داده و گفته است: ٨٦
نويسنده بايد همانطورى كه خود را مىآرايد و مهذّب مىكند، كردار خود را نيز بيارايد و پيراسته گرداند و به اصطلاح كاتب مهذّب القول، بايد مهذّب الفعل هم باشد.
(*) ابن اثير، متوفّى به سال ٦٣٧ هجرى در فصل نهم از جلد اوّل صفحه ٢٢١ كتاب «المثل السائر فى ادب الكاتب و الشاعر» چاپ دار النهضة مصر، نيز از اركان كتابت بحث كرده و گفته است: كاتب بليغ بايد در نامه خود اصولى را رعايت كند:
- اوّلا- مطلع و مقطع نامه بايد از هدف و مقصد نامه حكايت كند.
- ثانيا- در نامهها بايد جملههاى دعائى شايسته و درخور شأن شخص مورد خطاب نوشته شود.
- ثالثا- ارتباط معنائى مكتوب بايد درست باشد، به عبارت ديگر بايد در نامه، رعايت حسن تخلّص بشود [ادباى عرب زبان بابى را به «التخلّص» و «الاقتصاب» اختصاص دادهاند].
- رابعا- بايد در نامهها كلمات خوب و الفاظ زيبا برگزيده شود و بكار رود.
- خامسا- نامه بايد از مفاهيم قرآنى و معانى كلام ربّانى و اخبار و احاديث پيامبر اكرم خالى نباشد:
«فانها معدن الفصاحة و البلاغة».