در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٨٠٩
به هرحال، كلاعى، ايجازهاى مختلف را از انواع بلاغت شمرده است ٧٨.
در نظر كلاعى باب دوّم كتاب «احكام صنعة الكلام» از مهمّترين بخشهاى كتاب است و حدود ١٥٠ صفحه كتاب به اين باب، اختصاص يافته و در آن باب، از مباحث گوناگون بحث شده و به قول خود، انواع صنايع بديعى را كه در شعر هست، در نثر هم جسته و در هرفصلى از اين باب به نوعى از بديع اشاره كرده است همچون صنعت «عاطل» كه اسجاع و فواصل در آن كم است و صنعت «حالى» كه نثر به حسن عبارت و لطف اشارت و تمثيل و استعاره آراسته مىباشد و اسجاع و فواصل هم در آن فراوان است و نثر مصنوع كه آراسته به انواع صنايع بديعى است و نثر مرصع كه آراسته به اخبار و امثال و اشعار و آيات قرآنى و احاديث نبوى است و نثر مغصن كه عبارات آن، سجع اندر سجع است و دو قرينه و گاه سه قرينه و بعضى اوقات چهار قرينه بر سجع واحد آمده است. ٧٩
كلاعى فصلى از اين باب را به «توقيع «*»» اختصاص داده و در آن فصل، نمونههايى از توقيعات نويسندگان را كه گاه فقط يك حرف بوده و زمانى يك كلمه و بعضى اوقات منحصر به آيهاى از آيات قرآنى و در برخى، شعرى از شعراى فصيح، ذكر كرده است. ٨٠
يكى ديگر از فصول اين باب، درباره خطبه است. كلاعى عقيده دارد كه خطبه داراى اهميّتى ويژه است و در آن باره، گفتار پيامبر اكرم را نقل كرده كه:
كلّ امر ذى بال لا يبتدأ فيه بالحمد للّه فهو ابتر» يا «فهو اقطع» و نيز گفته است: هر خطبه كه در آن، تشهّد نباشد چون دست بريده است و بىارزش «**».
كلاعى، در همين فصل پيامبر اكرم «ص» را اخطب الخطباء معرّفى كرده؛ «لانّه افصح العرب لسانا، لا بيان كبيانه، و لا كلام يعدل بكلامه ...» و نيز در همين فصل گفته است كه خطيب بايد سخنان خود را به آيات قرآنى بيارايد و از تمثيلات آن، بهره جويد. ٨١
(*) يكى از معانى «توقيع» نوشتن عبارتى در ذيل مراسله و كتاب است.
(**) كلّ خطبة ليس فيها تشهد فهى كاليد الجذماء.