در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٨٠٨
كلاعى، زيادهگويى و اكثار جملههاى دعائى را در نامهها ناپسند دانسته و نوشتن جملههاى دعائى را بيش از اندازه و فراوان، ناشى از ضعف بضاعت علمى نويسنده در فنّ نويسندگى مىداند و برآنست كه آوردن جملههاى دعائى- در حدّ افراط- علاوه بر اينكه ضعف نويسنده را در هنر نويسندگى مىنماياند، برخى از دعاها نيز همچون دعا، براى طول بقاء، مكروه و ناپسند است، زيرا اجل مقدّر است و مثلا جمله دعائى «اطان اللّه بقاءك» در اين مورد معنائى ندارد. ٧٤
كلاعى، در فصل «اقسام الخطاب» نوشته است:
ايجاز در هرمورد پسنديده نيست، همانطورى كه اسهاب نيز در هرجا مذموم نيست «و لكلّ قسم من هذه الأقسام موطن يصلح فيه، و مقام يختصّ به، فالايجاز ليس بمحمود فى كلّ موطن، كما انّ الاسهاب. ليس بمذموم فى كلّ موضع» و بهترين نمونه گفتار را، آيات قرآنى دانسته؛ زيرا در مورد تأكيد، كلام مؤكّد آمده و آنجا كه حذف پسنديده است و ايجاز، كلام را موجز آورده و در مكانى كه تفصيل ضرورت دارد مطلب مفصّل و مشروح بيان شده و لذا كلاعى گفته است: «و هو اشرف الكلام» ٧٥.
كلاعى يكى از بهترين ايجازهاى قرآنى را، سوره توحيد دانسته است. او در بحث از «ايجاز» به نوع خاصّى از ايجاز، اشاره كرده كه شايد ديگران از آن، سخن نگفته باشند و آن، ايجاز به اشاره و ايماء است همچون آيه: «فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ ما غَشِيَهُمْ». طه/ ٧٨.
يعنى موج دريا، آنچنان آنها را فرو برد كه از آنان اثرى باقى نماند.
زمخشرى، ٧٦ اينگونه ايجاز را از نوع ايجاز اختصار دانسته و افزوده است كه اين آيه از باب «جوامع الكلم التى تستقل مع قلّتها بالمعانى الكثيرة» مىباشد. در واقع قرآن گفته است: «غشيهم ما لا يعلم كنهه الّا اللّه».
همين گفته را نسفى بعينه در صفحه ٦١ جلد سوّم تفسيرش تكرار كرده است و ابن كثير دمشقى ٧٧ متوفّى به سال ٧٧٤ هجرى ذيل جمله «ما غشيهم» نوشته است:
امواج دريا به طورى آنان را فرو برد كه هيچ اثرى از آنان به جا نماند.
- براى آگاهى بيشتر رجوع شود به: ابو بكر محمّد بن يحيى الصولى، ادب الكتّاب، تصحيح و تعليق از: محمّد بهجة الاثرى، بيروت ص ٣١.