در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٨٠
كتاب تا اندازهاى قواعد و سبك قديم حفظ شده و تحليلها و تمرينها نيز به شيوه جديد در آن، گنجانده شده و مولّفان خود نيز كتابى به اسم «دليل البلاغة الواضحة نوشتهاند تا خوانندگان بتوانند، از حلّ تمرينات كتاب بخوبى بهره ببرند.
نويسندگان اين كتاب، در مقدمه پس از تعريف فصاحت و بلاغت از اسلوب، سخن گفته و آنرا به اسلوب علمى- ادبى و خطابى، تقسيم كرده و براى هريك ويژگيهائى، بيان كردهاند ٤١ و بايد گفت: كتاب مزبور، در عصر جديد يكى از نخستين كتابهائى است كه از «اسلوب» و اقسام آن، سخن گفته است.
حال بايد ديد چرا دو كتاب «مطوّل» و «مختصر» تفتازانى كه شرحى است بر كتاب «تلخيص المفتاح» خطيب قزوينى، در روزگار خود اهميّت يافت و در كتب بلاغى قرون بعد تأثير كرد؟!
مىدانيم كه خطيب قزوينى «*» بخش سوم كتاب مفتاح العلوم سكّاكى ٤٢ را مختصر كرد و به همين جهت، در غرب ممالك اسلامى يعنى شام و مصر و ديار مغرب، شهرت يافت.
سكّاكى، شهرت عمدهاش به سبب تدوين بخش سوم كتاب «مفتاح العلوم» است كه از علم معانى و بيان و لواحق آن دو علم يعنى فصاحت و بلاغت و محسّنات بديعى، بحث مىكند و اهميّت سكّاكى در تبويب و طبقهبندى علوم بلاغى است كه دقّت خاصّى مبذول داشته، گو اينكه نتوانسته است همچون عبد القاهر جرجانى، مسائل بلاغى را، تحليل كند و ذوق را در مسائل موثّر بداند ولى بايد گفت كه در طبقهبندى و تقسيم علوم بلاغى، زحمت فراوان كشيده است.
پيش از سكّاكى، اصطلاح «معانى» را هيچيك از علماى بلاغت، براى قسم
(*) خطيب قزوينى را نبايد با خطيب بغدادى يعنى حافظ ابو بكر محمد بن على الخطيب البغدادى، متوفّى به سال ٤٦٣ هجرى كه تاريخ بغداد (مدينة السّلام) را نوشته و در ١٤ جلد هم چاپ شده، اشتباه كرد و نيز بايد دانست كه در تاريخ فرهنگ اسلامى، خطيب تبريزى هم كه متوفّى به سال ٥٠٢ هجرى است وجود داشته يعنى ابو زكريا يحيى بن على بن محمد، معروف به خطيب تبريزى، يكى از پيشوايان لغت است و شاگرد ابو العلاء معرّى بوده و از او نحو و لغت و ديگر دانشها فرا گرفته و كتب فراوانى همچون: شرح حماسه- شرح ديوان المتنبّى- شرح سقط الزند (ديوان شعرى ابو العلاء معرّى است) شرح معلّقات سبع- شرح المفضّليات- تهذيب غريب الحديث- تهذيب اصلاح المنطق- الملخّص (در اعراب قرآن) را نوشته است ٤٣.