در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٨
اينكه چرا فعل «يؤت مجزوم است» «*»، به تفاوت ميان دو كلمه لدن و عند، نيز اشاره كرده و گفته است: لدن به چيزى گفته مىشود كه در مقابل باشد، ولى عند ممكن است در مقابل باشد و ممكن است نباشد، مثلا مىگويند: «عندى مال و ان كان بينك و بينه بعد». ٣٧
و نيز ذيل آيه: «ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما تَكْتُمُونَ» (آيه ١٠٢/ مائده) شيخ طوسى، قبل از بيان تفاوت ميان دو كلمه رسول و نبى گفته است: كلمه رسول در اصل به معناى اطلاق است و رهايى. از عبارت «ارسل الطير ارسالا: اذا اطلقه»، مأخوذ است و نيز «ترسل فى القراءة ترسلا: اذا تثبّت» نيز از همين ماده است. و الترسل: اللبن لاسترساله من الضرع. و فى حديث: «اعطى من رسلها» و نيز آيه: «وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً» (آيه ١/ مرسلات) را برخى گفتهاند: هى الخيل. و قيل هى الرياح.
اما تفاوت ميان رسول و نبى آن است كه نبى صاحب معجزه است و از سوى خدا خبر مىدهد، ولى رسول، چنانچه رسول اللّه باشد، متّصف بدين صفت بوده و از سوى خدا خبر خواهد داد، اما گاه رسول، رسول غير خداست كه در اين صورت، متصف بدين صفت نخواهد بود. ٣٨
و نيز در بحث از آيه: «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً» (آيه ٨٢/ نساء) به تفاوت ميان دو كلمه تدبّر و تفكّر اشاره كرده و گفته است:
تدبر، انديشيدن و نگريستن در عواقب امور است و در واقع تدبر، تصرف فكر و قلب است در عواقب امور، ولى تفكر تصرف فكر و قلب است با نظر در دلائل. ٣٩
و ذيل بحث از آيه: «وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ» (آيه ٥٦/ مائده) به تفاوت ميان دو كلمه من و الذى اشاره كرده و تفاوت آنها را از سه جهت دانسته است:
١- من، براى ذوىالعقول است و الذى مشترك بين هردو مىباشد و بر ذوى العقول و غير ذوى العقول دلالت مىكند.
٢- من، در معناى آن شرطى است و در جزاى مستقبل بكار مىرود، ولى الذى
(*) زيرا عطف مىباشد بر فعل يضاعفها كه پيش از آن است و مجزوم.