در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٥٧
است.
ابن عربشاه با آنكه در كتاب «اطول» از تفتازانى به عظمت و بزرگى ياد كرده و عبارت «العالم الرّبانى، استاد الفضلاء العلّامه التفتازانى» را درباره او گفته است ٤٤ ولى باز هم، اشكالاتى بر كتاب «مطوّل» تفتازانى گرفته است كه بايد گفت اشكالات او چندان ارزش بلاغى و ذوقى ندارد و بيشتر جنبه فلسفى و اصولى دارد يعنى در واقع، ابن عربشاه در اختلاط مسائل بلاغى و ذوقى و هنرى با مسائل فلسفى و منطقى و اصولى از بهاء الدين سبكى، متوفّى به سال ٧٧٣ هجرى هم، گام فراتر نهاده و مسائل بلاغى را كه با ذوق سروكار دارد، از مسير اصلى خود دور كرده و در آغاز هرفصل و بحث از هر علم و هرموضوع، كلماتى آورده كه نمايانگر براعت استهلال است و گاه به جهت آوردن عبارات مسّجع، معنى فداى لفظ شده و بنا به گفته دكتر احمد مطلوب گاه هيچ دليلى هم براى آوردن اينگونه كلمات، نيست ٤٥.
مثلا در آغاز علم بيان، عبارات ابن عربشاه در كتاب «الأطول» چنين است:
«الهى هب لنا معرفة واحد تعدد فيه بطرق مختلفة واضحة الدلالة، متباعدة عن التشبيه و التمويه و نجنّا بظهور الحقيقة عن الاطمئنان بالمجاز و نجّنا بايضاح كنايات البيان و تلخيصها عمّا يحول بيننا و بين المجاز و اجعل وجوداتنا المستعارة ...» ٤٦
و بنا به گفته دكتر احمد مطلوب، شرح اطول ابن عربشاه «ركيك العبارة» است و در آن، اغلاط نحوى و لغوى فراوانى وجود دارد و اين مسأله چيز شگفتآورى هم نيست؛ زيرا ابن عربشاه در زمانى مىزيسته كه بلاغت جنبه ذوقى و هنرى خود را از دست داده و با مسائل فلسفى و منطقى و كلامى درآميخته و از طرفى زبان عربى نيز در محيط پرورشى ابن عربشاه، سير قهقرايى مىكرده است ٤٧.
ولى با وجود اطنابهاى مملّ كتاب «الأطول» نمىتوان گفت كه در اين كتاب اشارات مفيد و نظرات جديد، وجود ندارد بلكه بايد گفت كه ابن عربشاه هم گاه آراء مفيد و نظرات جديدى، ابراز داشته است. ٤٨
و بنا به گفته دكتر احمد مطلوب، مهمترين نظريّه ابن عربشاه كه جلب توجّه مىكند، اينست كه وى، استعاره بالكنايه را برخلاف ديگران، استعاره مقلوبه ناميده و عقيده دارد كه معناى آن تشبيه مقلوب است و عبارت «أنشبت المنيّة اظفارها» استعاره