در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٥٠
تفتازانى ترجيح داده و گفته است: «به فرض هم كه اين دو، در علم و دانش برابر باشند، ولى سيّد شريف، شرافت نسبى دارد» و نيز نوشتهاند كه ميان آن دو، در باب استعاره تبعيّه و تمثيليّة در گفتار زمخشرى درباره آيه ٥ سوره بقره «أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ ..» بحثى به حكميّت نعمان الدين خوارزمى معتزلى درگرفته كه او هم به ناحقّ جانب سيّد شريف را گرفته و تفتازانى اندوهگين شده و پس از اندك زمانى هم فوت شده است.
سيد شريف در بلاغت دو كتاب نوشته است:
١) «شرح القسم الثالث من مفتاح العلوم».
٢) حاشيه بر شرح مطوّل تفتازانى، كه در اين حاشيه بر گفتار تفتازانى، انتقاداتى وارد كرده است و البته اين انتقادات چندان ارزشى ندارد؛ زيرا جنبه حكمى او بر ذوق عربيّتش رجحان دارد و سيّد شريف توانسته است در اين حاشيه برخى از مفاهيم و مقاصد تفتازانى، همچون اقسام وضع و انواع دلالات و اقسام استعارات را بخوبى، بيان كند ٢٦.
يكى ديگر از كسانى كه متن كتاب «تلخيص المفتاح» خطيب قزوينى را در ارجوزهاى با افزودن زوائدى به نظم درآورده، عبد الرحمن جلال الدين سيوطى، متوفّى به سال ٩١١ هجرى است كه به گفته خود در هفت رشته از دانشهاى اسلامى يعنى:
تفسير- حديث- فقه- نحو- معانى- بيان و بديع تبحّر داشته است.
سيوطى، در علوم بلاغى دو تأليف دارد:
١- «نكت على التلخيص» كه منثور است و آنرا «الافصاح» نيز ناميده است.
٢- «عقود الجمان فى علم المعانى و البيان» كه به نظم است و خود آنرا، شرح كرده و نامش را «شرح عقود الجمان فى علم المعانى و البيان» ناميده است و در واقع، شرح «تلخيص المفتاح» خطيب قزوينى است.
سيوطى در اين ارجوزه، مسائل بلاغى «*» را به شيوه خطيب قزوينى در «تلخيص
(*) سيوطى، در كتاب «المزهر» نيز از برخى مسائل بلاغى همچون: حذف، اختصار، حقيقت، مجاز و استعاره-