در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٤٣
ليكن در عين حال، گاه گفته خطيب قزوينى را تاييد نمىكند و مىگويد: مصنّف «- خطيب قزوينى» سخن عبد القاهر جرجانى را در كتاب «دلائل الاعجاز» آن طورى كه بايد و شايد، بررسى نكرده تا كاملا بر سخن او آگاه شود «*».
و در بعضى موارد، آراء خطيب قزوينى را نقد و بررسى مىكند و گفته خطيب قزوينى «**» كه بخش سوم «مفتاح العلوم» سكّاكى را به عبارات حشو و زوائد و تطويل و تعقيد، توصيف مىكند و بطور كنايه مىگويد كه تأليف من (- خطيب قزوينى) مختصر و منقّح است و حشو و تطويل و زوائد در آنراه ندارد، نادرست دانسته و آنرا زيادهروى مىداند.
تفتازانى، در دو كتاب خود يعنى: «مطوّل» و «مختصر» ضمن اينكه همان خط مشى سكّاكى و شيوه خطيب قزوينى را پيش گرفته و از روش شارحان پيشين، استفاده كرده و سعى او بر آن بوده كه عبارات و كلمات مصنّف (خطيب قزوينى) را شرح دهد گاه هم، به نقد و بررسى پرداخته و مطلبى را تكذيب و سخنى را پذيرفته و بعضى مطالب سكّاكى و قزوينى را نادرست دانسته است.
تفتازانى، در ضمن شرح مطالب، موضوعات منطقى و فلسفى و كلامى را نيز گنجانده و نتوانسته خود را از بحث در اينگونه مسائل بركنار دارد و به تناسب از اين علوم، بحث كرده ولى نه در حدّ افراط.
اين مطلب گفتنى است كه بطور خلاصه بدانيم: دوران جاهلى و قرن اوّل هجرى، دوران پيدايش و نشأت علوم بلاغى است و در ميان عوامل مختلف، سهم قرآن مجيد بيش از همه چيز در نشأت و پيدايش علوم بلاغى، مىباشد.
قرون ٢ و ٣ و ٤ و ٥ هجرى، دوران نموّ و پيشرفت علوم بلاغى است و در قرن سوم هجرى دو انديشه و دو مكتب مختلف در علوم بلاغى پيدا مىشود:
الف- روش جاحظ و ابن قتيبه و مبرّد و ابن معتز كه از افكار ملل غير عرب
(*) در ص ٢٣ مطوّل چاپ عبد الرحيم عبارت چنين است: «و كانّه لم يتفحّص دلائل الاعجاز حقّ التفحّص ليطلّع على ما هو مقصود الشيخ ...»
(**) عبارت تفتازانى در ص ١٠ كتاب مطوّل چاپ عبد الرحيم چنين است:
«... و لعمرى لقد افرط المصنّف فى وصف القسم الثالث بانّ فيه حشوا تطويلا و تعقيدا»