در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٣٩
بلاغى، در اندك مدّتى شهرتى بسزا يافت و جهان اسلام آن روزگاران، او را شناخت، بطورى كه ابن خلدون مغربى، متوفّى به سال ٨٠٨ هجرى در «مقدّمه «*»» آنگاه كه مىخواهد از دانش و تمدّن منطقه ماوراء النهر سخن بگويد و آن سرزمين را بستايد، مىنويسد:
سهمى از دانشها به سرزمين ماوراء النهر، اختصاص دارد و آنچه ما را بدين امر رهنمونى مىكند، نوشتههاى يكى از دانشمندان آن سرزمين يعنى سعد الدين تفتازانى است كه تأليفاتش در اين ممالك (- مغرب) بدست ما رسيده است ٦.
تفتازانى در كتاب «مطوّل» همان
روش شارحان پيشين را پيش گرفته و عبارت يا كلمهاى را شرح كرده و گاه هم از شرح
مطلب اصلى خارج شده و عقيدهاى را تكذيب و رأيى را تصديق كرده، ضمن اينكه از
سكّاكى و خطيب قزوينى دفاع كرده، در بسيارى از موارد هم آراء آنان را نادرست
دانسته و گاه، افكار فلسفى و نظرات عقلى و اعتقادات كلامى «**» را در شرح كتاب «تلخيص المفتاح» گنجانده و سخن را به
دشوارى كشانده و عبارت را معقّد ساخته و در نتيجه مسائل بلاغى كه محور اصليش ذوق
است و با امور ذوقى سر و كار دارد، به جمود و خشكى كشانده است و اين موضوع از
تفتازانى غرابت ندارد؛ زيرا وى متكلّم است و در علم كلام بنا به گفته خير الدين ٧ زركلى،
كتاب «مقاصد الطالبيين» و «شرح مقاصد الطالبيين» را نوشته و در
منطق كتاب «تهذيب المنطق «