در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٢٨
و انواع بديعى كه ابن ابى الإصبع، برشمرده، صاحبديوان نيز ذكر كرده است.
٢- شهاب الدين احمد عبد الوهاب معروف به نويرى، متوفّى به سال ٧٣٣ هجرى نويسنده كتاب معروف «نهاية الأرب فى فنون الأدب» كه جزء هفتم آن در باب مسائل بلاغى است و نويرى تحت تأثير ابن ابى الإصبع، بوده است.
البته نويرى، بحث مشبعى در «كتابت» و شرف كتابت و نيز بحثى در بلاغت و فصاحت و علوم معانى و بيان و بديع دارد ٨٤، در صورتى كه كتاب «بديع القرآن» ابن ابى الإصبع چنين نيست.
٣- جلال الدين محمد بن عبد الرحمن معروف به خطيب قزوينى، كه بخش سوم مفتاح العلوم سكّاكى را تلخيص كرده، از ابن ابى الإصبع نيز متأثّر است.
٤- ابو حامد احمد بن على، ملقّب به بهاء الدين معروف به سبكى، متوفّى به سال ٧٧٣ هجرى نويسنده كتاب «عروس الأفراح» تنها به نقل مطالب از ابن ابى الاصبع، اكتفا نكرده بلكه او را پيشواى خود در علوم بلاغى معرّفى كرده و در مقدّمه تأليفش مىگويد ٨٥:
من بيش از پنجاه كتاب بلاغى را، مختصر كردم و بر آنها آگاهى يافتم. يكى از آن تأليفات را، كتب ابن ابى الاصبع دانسته است.
٥- جلال الدين سيوطى، متوفّى به سال ٩١١ هجرى در كتاب پرارزش خود به نام «الإتقان فى علوم القرآن» در موارد عديده به گفته ابن ابى الاصبع استناد مىكند و از او نقل قول مىكند ٨٦.
ابن ابى الإصبع در كتاب «بديع القرآن» از ١٠٨ صنعت و فنّ موجود در بلاغت، بحث كرده ٨٧ و براى هريك، از آيات قرآنى مثال آورده و در پايان هم يك باب به اسم «باب حسن الخاتمه» بر كتاب افزوده و عقيده دارد ٨٨ كه:
«يجب على المتكلّم شاعرا كان او ناثرا أن يختم كلامه باحسن خاتمة» زيرا آخرين چيزى كه در گوشها و اذهان مىماند، سخن آخر است و گفتار پايانى است كه خوب به خاطر سپرده مىشود و به ياد مىماند نه ديگر مطالب. بنابراين بر گوينده است كه در زيبايى و شيوائى و جزالت و استوارى كلام پايانى بكوشد و جالب اينست كه يكى