در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٢١
فزونتر است از معنى و نه كمتر.
ابن ابى الإصبع هم در تعريف مساوات گفته است (٦٨): «و هو ان يكون اللفظ مساويا للمعنى لا يزيد عليه و لا ينقص عنه، و هو من اعظم ابواب البلاغة ...».
كه ابن ابى الإصبع، نهتنها مساوات را از مهمّترين ابواب بلاغت دانسته، بلكه گفته است: «هو بعينه نفس البلاغة» و حتّى نوشته است، در ستايش برخى از بلغاء گفتهاند كه «كانت الفاظه قوالب لمعانيه» ٦٩.
استاد همايى هم نوشته است ٧٠: «مساوات: حدّ وسط معتدل مابين ايجاز و اطناب است، يعنى لفظ و معنى برابر باشد، نه كوتاه سخنى و نه درازگويى».
١٢- در آيه مورد بحث، صنعت «حسن نسق» نيز وجود دارد؛ زيرا در آيه، آنچه از كلمات كه با هم تناسب دارد به ترتيب معيّنى بر يكديگر عطف شده همچون «امر الارض بالابتلاع» و سپس «امر به اقلاع سماء» شده و آنگاه «غيض الماء» ذكر شده و سرانجام فرمان و حكم الهى به هلاك هالكين و نجات ناجين و رها يافتگان، صادر شده و بالاخره استقرار سفينه بر كوه جودى و در آخر هم، براى ستمكاران دعاى منفى (- نفرين) انجام شده است. كه اگر خوب توجّه كنيم، به اين نتيجه مىرسيم كه عطف اين جمل و عبارات بر يكديگر، نظم و ترتيب خاصّى دارد و حسن نسق هم بنابر آنچه ابن ابى الإصبع گفته ٧١، اينست كه گوينده در نظم و نثر كلمات و ابياتى بياورد كه آن كلمات با يكديگر مرتبط باشند و توالى معنائى داشته باشند و تناسب آنها مستحسن باشد همچون آيه:
«وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي ...» كه جملههاى اين آيه با واو حرف عطف به يكديگر مرتبط شده و ترتيبى در آنها رعايت شده كه بر بلاغت آيه افزوده است.
١٣- يكى ديگر از صنايع بديعى موجود در آيه، صنعت «ائتلاف لفظ با معنى» است يعنى هرلفظ، در جاى خود قرار گرفته باشد و نتوان به جاى آن لفظ، كلمهاى ديگر قرار داد و كلمات از لحاظ لفظ و معنى ملائم و متناسب يكديگر باشند و نسبت به هم تنافر نداشته باشند و به قول ابن ابى الإصبع ٧٢ «كلّها موصوف بحسن الجوار» باشند يعنى: معنى و مفهوم غريب و نامأنوس با الفاظ غريب و نامأنوس و مفاهيم مانوس با