در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧١٣
«... انّ القرآن معجز بالفاظه و اسلوبه، و نظمه، و اثره فى النفوس» ٥٢.
يعنى: قرآن از هرجهت معجزه است خواه از جهت لفظ، اسلوب، نظم شگفتآور و تأثيرش در نفوس و اذهان.
رمّانى، در رساله خود، برخى از انواع فنون بديعى را ذكر كرده و از: ايجاز- تشبيه- استعاره- تلاؤم- فواصل- تجانس- تصريف- تضمين- مبالغه- حسن بيان- سخن گفته است ٥٣.
در همين قرن چهارم هجرى، خطّابى- حمد بن ابراهيم بن خطّاب بستى- متوفّى به سال ٣٨٨ هجرى، دانشمند معاصر رمّانى، رسالهاى نوشته است، به نام «بيان اعجاز القرآن» كه در آن بلاغت قرآن را به الفاظ زيبا و نظم نيكو و معانى عاليه قرآن، مرتبط ساخته است و به صراحت گفته است كه اگر در قرآن، تفكّر و تأمل بشود، اين محاسن بخوبى درك مىشود؛ زيرا نمىتوان الفاظى فصيحتر و جزيلتر و خوشايندتر از الفاظ قرآنى، جست و نيز قرآن، از لحاظ نظم، احسن التأليف است و از لحاظ معنى نيز براى ذوى الألباب و اهل دانش و بينش، روشن است و اين مجموعه محاسن، جز در كلام خداى عليم، يافت نشود ٥٤.
علاوه بر محاسن مذكور، خطّابى مىافزايد كه از تأثير قرآن، در نفوس و اذهان، نمىتوان چشم پوشيد. رويهم رفته، خطّابى بلاغت قرآن و در نتيجه اعجاز آنرا در معانى عاليه و اسلوب محكم و استوار و تأثيرش را در نفوس و اذهان دانسته است.
خطّابى، از تأثير آيات قرآنى و اثر آنها در قلوب، غفلت نكرده و معتقد است كه نمىتوان كلام منظوم و يا منثور ديگرى را جست كه همچون قرآن، در اذهان و نفوس اثر بگذارد و شايد بىجهت نباشد كه قرآن خود بدين نكته اشاره كرده و گفته است:
«لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ ...»
آيه ٢١/ حشر (٥٩)
ابو بكر محمد بن الطيّب، معروف به باقلانى «*»، متوفّى به سال ٤٠٣ هجرى.
(*) باقلانى: بعد الالف قاف مكسورة، هذا النسبة الى الباقلّى و بيعه باقلّى و باقلا. و هذه النسبة شاذّة لاجل زيادة النون فيها و هى نظير قولهم فى النسبة الى صنعاء: صنعانى و الى بهراء: بهرانى. ر ك: شمس الدين احمد بن محمد معروف به ابن خلكان، متوفّى به سال ٦٨١ هجرى، وفيات الأعيان و انباء ابناء الزمان، تحقيق و تعليق از: محمد محيى الدين عبد الحميد، ناشر مكتبة النهضة المصريّة، قاهرة ١٩٤٨ م- ١٣٦٧ ه- الطبعة الأولى ج ٣ ص ٤٠٠ و ٤٠١.