در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٠٥
«نقد الشعر» او مورد بحث قرار گرفت.
پس از قدامة، نوبت به ابو هلال عسكرى، متوفّى به سال ٣٩٥ هجرى مىرسد. او نيز در اين زمينه، علاوه بر آنچه پيشينيان گفته بودند، هفت صنعت ديگر به نامهاى:
تشطير- مجاورة- تطريز- مضاعفة- استشهاد- تلطّف- مشتق «*» را در كتاب «الصناعتين» مورد بحث قرار داد ٢٢.
در سير خود به قرن پنجم هجرى مىرسيم و ابن رشيق قيروانى، متوفّى به سال ٤٥٦ هجرى، نويسنده كتاب «العمدة فى صناعة الشعر و نقده».
پس از مطالعه و بررسى، درمىيابيم كه وى در جلد نخستين كتاب مزبور، اشعار بسيارى از شاعران را مورد نقد و بررسى قرار داده و شعر را، صناعت و ثقافت دانسته ٢٣ و از اركان و قواعد و اغراض شعر، بحث كرده ٢٤ و از ارتباط ميان لفظ و معنى و اينكه لفظ به منزله جسم است و معنى به مثابه روح و كداميك از اين دو اهميّتى بيشترى دارد، به تفصيل سخن گفته ٢٥ و شعر مطبوع و مصنوع را مورد بحث قرار داده و از نخستين كسانى كه سبب شكوفايى علم بديع شدهاند، سخن رانده ٢٦ است.
ابن رشيق، ميان دو كلمه «مخترع» و «بديع» تفاوت قائل شده و مخترع را، شعرى دانسته كه نظير و همانندى براى آن نباشد و گويندهاى، نظير آن، نگفته باشد، ليكن «بديع» در لغت به معناى جديد است و اصل كلمه در مورد ريسمان جديد بكار رفته، بدين معنى كه اگر ريسمان جديدى بافته شود كه تارهاى آن، از تارهاى ريسمان پيشين نباشد، بدان «حبل بديع» گويند. سپس بطور مجاز درباره چيزهاى نو و تازه بكار رفته است ٢٧.
ابن رشيق، تصرّفاتى در انواع فنون بديعى كرده و نام برخى از فنون را تغيير داده و صنعت «ردّ العجز على الصدر» را «تصدير» ناميده و معروف است كه وى ٦٥ فنّ به فنون بديعى افزوده است ٢٨.
ابن سنان خفاجى، متوفّى به سال ٤٦٦ هجرى، در واقع دنبالرو قدامة بن جعفر
(*) ابو هلال عسكرى، پس از آنكه شرح ابواب ششگانه فنون بديعى را در شش فصل با امثله و شواهدى، بيان مىكند، سپس مىنويسد: «و قد عرض لى بعد نظم هذه الانواع، نوع آخر لم يذكره احد و سميّته المشتقّ، و هو على وجهين: ... ر ك: الصناعتين ص ٤٤٨.