در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٠١
در همين دو آيه نيز، مفهوم شگفتى و نوآورى و ظرافت كه جلب توجّه كند و اذهان را به خود متوجّه سازد، در كلمه «بديع» وجود دارد؛ زيرا آفرينش آسمانها و زمين، ابتداء و بطور آغازى، خود شگفتآور است و دليلى است بر قدرت خدا و الوهيّت او.
اهل ادب هم، شعر و نثرى را، بديع گويند كه اعجابآور باشد و مايه شگفتى اذهان گردد.
در دوره نخستين خلافت عبّاسيان، شعراى نوآورى همچون بشّار بن برد متوفّى به سال ١٦٧ هجرى و مسلم بن وليد متوفّى به سال ٢٠٨ هجرى و ابو تمّام متوفّى به سال ٢٣١ هجرى و ابن الرومى متوفّى به سال ٢٨١ هجرى، و بحترى متوفّى به سال ٢٨٤ هجرى و عبد اللّه بن معتزّ مقتول به سال ٢٩٦ هجرى، اشعارى سرودند و اذهان را به طرائف و ظرائف و بديعههاى اشعار خود، متوجّه ساختند و در اشعار خود، طباق و جناس و تشبيه و استعاره بكار بردند و به ظرافت و زيبائى اشعار خود هم آگاه بودند ولى براى اين بدايع، اصطلاحى وضع نكردند.
ابو الفرج اصفهانى، متوفّى به سال ٣٥٦ هجرى، ضمن اينكه، مسلم بن وليد را از قول ابو العباس محمد بن يزيد، شاعر حسن النمط و نيكو طريقه، معرّفى مىكند، درباره او مىگويد: «و هو اوّل من عقد هذه المعانى الظريفة و استخرجها».
سرانجام، ابو الفرج اصفهانى، مىگويد ٥:
مسلم بن وليد، شاعرى است كه اين طرائف و بدايع را در شعر گنجاند و به قول يكى از رواة با ورود اين طرائف، شعر را به فساد كشاند، ولى همين طرائف را، مردم، بديع ناميدند.
جاحظ متوفّى به سال ٢٥٥ هجرى، نخستين كسى است كه كلمه «بديع» را تقريبا در مفهوم بلاغت و نقد علمى بكار برده و در اين استعمال هم، تازگى و ظرافت را در نظر داشته و در نقد شعر اشهب بن رميله كه گفته است:
هم ساعد الدهر الذى يتّقى به
و ما خير كفّ لا تنوء بساعد