در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٩٣
اختصاص داده ٥٢ و در آن فصل، برخى از چيزهايى را كه براى نويسنده واجب است بيان كرده و نيز بعضى از چيزهاى مستحب و پسنديده را كه براى كاتب لازم است، ذكر كرده و مثلا گفته است كه «كاف» خطاب در موردى به كار مىرود كه مخاطب از لحاظ درجه و مقام كفو و همتاى نويسنده است. در اين صورت مثلا نوشته مىشود:
«فرأيك فى كذا»؛ و نيز در نامه اعتذار و پوزش خواهى بايد كه نويسنده، الفاظ درشت و كلمات خشن به كار نبرد، زيرا عقيده دارد، كلمهاى كه گوش را آزار دهد و براى سامعه ناخوشايند باشد مسلما روح و روان نيز آزرده مىشود ٥٣.
كلاعى، از اوجب واجبات دانسته كه نام خدا، در نامهها، بدون ذكر سبحان يا جل ذكره و يا عز وجهه به كار نرود؛ بدين معنى كه كاتب بايد، چون نام خدا را در نوشته به كار برد بلافاصله كلماتى از قبيل: سبحانه، جل ذكره، عز وجهه پس از كلمه «اللّه» بنويسد ٥٤؛ و نيز كلاعى در كتاب خود نوشته است كه اگر كاتب در نوشته خود از رسول اللّه «ص» اسم مىبرد، بلافاصله دنبال اسم آن بزرگوار بايد صلوات و سلام، باشد ٥٥.
آخرين گفتار و سخن كلاعى كه بايد گفت در واقع حسن ختامى است، اينست كه توصيه مىكند: كاتب بايد شخص مورد خطاب را به سخنانى كه لايق آن كلمات نيست نستايد و مدح بيجا نكند، زيرا در واقع گزافهگويى در مدح، خود يك نوع هجاست ٥٦.
سرانجام كاتبان را اندرز داده و گفته است كه نويسنده بايد همانطورى كه گفتار خود را مىآرايد و مهذب مىكند، كردار خود را نيز بيارايد و پيراسته گرداند و به اصطلاح كاتب مهذب القول بايد مهذب الفعل هم باشد ٥٧.