در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٩٢
كلاعى، ابو منصور ثعالبى را «حسن التأليف و مطبوع التصنيف» معرفى كرده و درباره او گفته است: «و تأليفه حسان المصادر و الموارد»، و تا ٢١ تأليف و تصنيف به او نسبت داده است، از آن جمله:
فقه اللغة، يتيمة الدهر، ثمار القلوب فى المضاف و المنسوب، برد الاكباد فى الاعداد، حل العقد، مرآة المروءة، أحسن ما سمعت، احاسن المحاسن، محرر المضاحك، الفرائد و القلائد، التمثيل و المحاضرة، اجناس التجنيس المبهج، الطرائف و اللطائف، الكفاية و النهاية، البلح و المطر، السحر و البلاغة، سجع المنثور، اللمع العفنة، كتاب الف غلام، تتمة اليتيمة ٤٧.
كلاعى در باب دوم كتاب كه به گفته خودش از مهمترين بخشهاى كتاب است و در مسايل مختلف بحث كرده، از «سجع» نيز به تفصيل سخن گفته است ٤٨.
درباره سجع گفته است: «سجع الرجل سجعا: اذا تكلم بكلام له فواصل، كفواصل الشعر. و الحمام تسجع، و هى سواجع و سجع».
بحث انتقادى كلاعى درباره سجع چنين است كه وى گفته است: برخى، سجع در كلام را خوب دانسته و ستودهاند و بعضى هم، سجع در سخن را ناپسند دانسته و گفتهاند كه سجع تكلف ايجاد مىكند و چهبسا كه گوينده را از هدف اصليش بازدارد و لفظى را به مناسبت آوردن سجع در غير مورد به كار برد ولى كلاعى خود، عقيده دارد، همانطورى كه وزن و قافيه در نظم تكلف ايجاد نمىكند، سجع ٤٩ هم در نثر تكلف و تصنع ايجاد نمىكند ٥٠.
كلاعى، سجع را به سه قسم منقسم ساخته است:
١- سجعى كه جزء دوم عبارت مسجع، از جزء اول كاملتر است.
٢- سجعى كه جزء اول و قرينه نخستين سجع، طولانىتر از قرينه دوم باشد.
٣- سجعى كه دو جزء اول و دوم به يك اندازه باشد.
كلاعى يك نوع سجع ديگرى هم برشمرده و آن سجعى است كه در عبارت بيش از دو جزء مسجع وجود دارد و آنرا سجع مكرر و يا سجع اندر سجع ناميده، به طريقى كه جزء اول از جزء دوم كوتاهتر و جزء دوم از جزء سوم كوتاهتر است ٥١.
كلاعى، آخرين فصل كتاب را به «قوانين كتابت و آداب و مقررات آن»