در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٧٠
بدين معنى، كه اگر گفته نمىشد، «نؤته منها» و من تبعيضى ذكر نمىشد و مثلا «نؤته إيّاها» گفته مىشد، اين توهّم به وجود مىآمد كه پاداش، به اندازه عمل نمىباشد و عدل نبود.
ضمير «منها» نيز در دو مورد كه مؤنّث آمده، به اعتبار مضاف اليه يعنى «دنيا» و «آخرة» مىباشد ولى در معنى به «ثواب» برمىگردد، همانطورى كه در زبان عربى وقتى مىگويند: «اللّهم ارزقنى الآخرة» يعنى: «اللّهم ارزقنى ثواب الآخرة».
و نيز سيد شريف رضى، نوشته است كه ٥٣: آيه مورد بحث متناقض با آيات «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ ...» آيه ٢٤٥/ بقره.
و «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها ...» آيه ١٦٠/ انعام نمىباشد؛ زيرا اوّلا آيات مزبور درباره ترغيب به عمل نيك است و ثانيا در آيات مزبور، عمل، متّصف به صفت حسن است و در آيه ١٤٥/ آل عمران، متّصف بدان نيست و به قول سيّد شريف رضى ٥٤: «ألا تراه كيف وصفه بالحسن [در آيات ٢٤٥/ بقره و ١٦٠/ انعام] و لم يصف ثواب الدنيا بذلك [در آيه ١٤٥/ آل عمران] لانّ حاليهما مختلفان.
در بحث از آيه: «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ». آيه ١٨٧/ آل عمران.
يعنى: و آنان كه كافر شدهاند، گمان نكنند كه مهلت دادن به ايشان به صلاح آنان، نمىباشد ما به آنان مهلت مىدهيم كه بر گناهان خود بيفزايند و براى آنان، عذابى خواركننده خواهد بود.
سيّد شريف رضى نوشته است ٥٥: از فحواى ظاهر آيه، چنين برمىآيد كه خدا إملاء و إمهال كفّار را براى فزونى گناهشان مىخواهد و مهلتى كه به ايشان داده مىشود، براى اينست كه كفّار، به گناه و طغيان خود بيفزايند.
در پاسخ اين اشكال اشكالتراشان بايد گفت كه «لام» در «لِيَزْدادُوا إِثْماً» لام عاقبت است و نه لام غايت.
مثلا لام، در «ليعبدون» در آيه «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» آيه ٥٦/ الذاريات.
و در «لتخرج» در آيه «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ...»