در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٥٦
بيان مىكند و حيات دنيا و لذّتهاى دلپذير آنرا زودگذر مىداند. با توجّه به اينكه در آيه بعدى خدا مىگويد: اگر كسى بخواهد در شهوات اين جهانى فرو نرود و در پى چيزى باشد كه ارتقاء معنوى بيابد، بايد بداند كه چنين كالائى نزد خدا، يافت مىشود، بنابراين خدا مزيّن شهوات نفسانى نيست؛ زيرا در آيه بعدى گفته است: «قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذلِكُمْ ...» آيه ١٥/ آل عمران.
سيّد شريف رضى در بحث از آيه: «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ». آيه ١٨/ آل عمران.
نوشته است ١٦: در اين آيه، بحث در اينست كه شهادت خدا براى خود چه معنى دارد؟ زيرا شهادت براى اينست كه حقّى براى كسى ثابت شود و شاهد چيزى را كه مىداند به ديگرى إعلام كند و در واقع شهادت خود، راهى است براى علم و براى اينست كه بندگان آگاه شوند و در اينجا هم، شهادت ملائكة و اولوا العلم و خردمندان، يك نوع آگاهكردن ديگران است به اينكه خداى واحد عادل است؛ زيرا ملائكة و اولوا العلم از اين جهت كه معرفت آنان و شناسائىشان بيشتر است و در شهادت هم، معرفت لازم است و آگاهى هم دارند، يگانگى خدا را دريافتهاند. و شهادت اينان جنبه قولى دارد و از اين لحاظ كه تنها خدا را مىپرستند و در برابر هيچ معبودى، سر تعظيم و عبوديت فرود نمىآورند، مىتواند شهادتشان جنبه عملى نيز داشته باشد، بنابراين شهادت فرشتگان و اولوا العلم هم جنبه قولى دارد و هم جنبه عملى ولى شهادت خدا جنبه قولى ندارد و تنها جنبه عملى و فعلى دارد؛ زيرا با پديد آمدن نظام منظّم كه در جهان آفرينش حكومت مىكند، عملا ثابت مىشود كه آفريدگار و معبود در جهان يكى بيش نيست و اين نظام مرتّب، شهادت و گواهى خداست بر يكتائى او.
يكى ديگر از اقوال مختلف درباره آيه مزبور كه سيد رضى بيان كرده ١٧، اينست كه گفته شود: در عبارات اين آيه، تقديم و تأخير وجود دارد و گويا خداى سبحان گفته است:
«شهد الله قائما بالقسط: انه لا اله الا هو، و معنى چنين عبارتى اينست: «انه اعلم الخلق- بعدله و احسانه اليهم- انّه لا اله غيره يفعل ذلك بهم».
سيّد شريف رضى در بحث از آيه ٢٨ سوره آل عمران يعنى آيه: