در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٥٥
اشكالى در آن، هست و از ظاهر و فحواى آن چيزى درك مىشود كه درست نيست بهتر است با آيه محكم ديگرى يعنى آيه: «... فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ ...»
«زيغ» اوّل از سوى بندگان است و در واقع معصيت است و إنحراف و «زيغ» دوم، عقوبت است و جزاء. و اين عقوبت در برابر انحراف ايشان است.
سيّد شريف رضى، در بحث از آيه «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا» افزوده است:
در اين آيه، بنده از خدا مىخواهد كه الطاف خود را از او باز ندارد و در واقع مجاز است و همچون سخنى است كه درباره كسى كه ناخنهايش بلند است مىگويند:
«قد جعلت أطافيراك سلاحا» كه گوينده مىخواهد بگويد: چرا ناخنهاى خود را نچيدهاى و ناخنهاى تو بقدرى بلند شده كه بصورت سلاح درآمده است.
درباره آيه مورد بحث، پاسخهاى ديگر هم گفته شده و سيّد شريف رضى در جواب إشكال موجود در اين آيه، ده پاسخ را نقل كرده است ١٤.
سيّد شريف رضى، در بحث از آيه ١٤ سوره آل عمران يعنى آيه:
«زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ ...» نوشته است ١٥:
در اين آيه، زن و فرزند و قنطارها و وزنههاى بزرگ روى هم چيده شده كه از خواهشهاى نيرومند نفس آدمى است، براى مردم جلوهگرى مىكند و خودنمائى.
سؤالى كه در اين آيه، مطرح است اينست كه آيا مزيّن و آرايشدهنده اين شهوات نفسانى كه در واقع داعى و انگيزه به معاصى است و بازدارنده از طاعات، خداست و يا شيطان؟! كه اگر بگوييم خداست پس چرا بنده بايد عقوبت بهبيند؟
حلّ اين تناقض با توجّه به آيه ٤٩ سوره انفال كه گفته شده است:
«وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ ...» چنين است كه تزيين را بايد به شيطان نسبت داد و مزيّن را شيطان بايد دانست.
البته دنباله آيه ١٤/ آل عمران، قرينه ديگرى نيز وجود دارد كه خداى بزرگ انسانها را از خواهشهاى نفسانى برحذر مىدارد و تمام آنها را با عبارت «ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا» تعبير مىكند و در پايان آيه ١٨٥ سوره آل عمران، زندگانى دنيا و متعلّقات آنرا، متاعى فريبنده مىخواند و آنرا با عبارت «... وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ»