در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٤٣
قرآن هم كه گفته است: «أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها» يعنى زمين زينت خود را پوشيد و زيور خود را در بر گرفت و گلهاى رنگارنگ و سبزههاى گوناگون خود را بياراست، يك نوع استعاره است.
در زبان عربى مىگويند: «أخذت المرأة قناعها» وقتى كه زن، مقنعه برگيرد و آنرا بپوشد و نيز به يك زن مىگويند: «خذى عليك ثوبك» يعنى جامه خود را بپوش. آيه ٣١ سوره اعراف هم كه قرآن گفته است:
«يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ ...» يعنى: البسوا ثيابكم. يعنى جامه زيبا بپوشيد و به مسجد اندر شويد.
در بخش ديگر آيه نيز «فَجَعَلْناها حَصِيداً» استعاره ديگرى وجود دارد «*»؛ زيرا «حصيد» به معناى درو شده، مىباشد و مىتواند صفت نبات باشد و نه صفت زمين.
سيّد شريف رضى، در بحث از آيه «وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ ...» آيه ٤٤/ هود
گفته است: در اين آيه، استعارتى است لطيف؛ زيرا مخاطب ساختن آسمان و زمين، جنبه استعارى دارد، فرمان و خطاب ويژه ذوى العقول است و آنچه كه داراى عقل و هوش نباشد نتوان آنرا، مخاطب ساخت ليكن بيان مطلب، صورت استعارى دارد با توجّه به اينكه «يا ارض ابلعى ماءك» بليغتر است تا اينكه مثلا گفته شود: «يا ارض اذهبى بماءك» [اى زمين! آب خود را ببر]؛ زيرا درست است كه بلعيدن و فرو بردن در اصل همان بردن است ولى در «بلعيدن» خصوصيّتى است كه در خوردن نيست و در مفهوم بلعيدن، سرعت هست. شما اگر به كسى بگويى: «غذا را بلع كن» تفاوت دارد تا اينكه بگويى: «غذا را بخور» اين دو عبارت از نظر مفهوم يكسان نيست. و همين سخن، درباره «يا سماء اقلعى» صادق است؛ زيرا اگر گفته مىشد: «يا سماء انجلى» مفهوم
(*) سيد شريف رضى در صفحه ١٥٥ «تلخيص البيان» نوشته است: «و قوله تعالى [فَجَعَلْناها حَصِيداً] استعارة اخرى». ليكن بهتر آن است كه به اعتبار علاقه حال و محل آنرا، مجاز بدانيم؛ زيرا «حصيد» صفت روئيدنى است و نه صفت «ارض» و مقصود اصلى هم درويدن گياه زمين است.
و اگر هم گفته شده است «فَجَعَلْناها حَصِيداً» و «حصيد» را به أرض نسبت دادهاند، مجاز است؛ زيرا در زمين مىرويد و منشاء آن أرض است.