در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٤١
وَ الْقَمَرَ حُسْباناً ...» آيه ٩٦/ انعام.
بحث نحوى كلمات را طرح كرده و علّت منصوب بودن دو كلمه «شمس» و «قمر» را باز گفته است ٥٣.
در صورتى كه سيّد شريف رضى نوشته است ٥٤: اين آيه، استعاره است و معناى «فالق الإصباح» يعنى شكافنده صبح و سپيده است از تاريكى شب. و «فالق الإصباح» ابلغ از «شاقّ الإصباح» مىباشد؛ زيرا نيروى «أنفلاق» بيشتر است از «إنشقاق» عربها در مورد ناخن «انشقّ الظفر» گويند و در مورد سنگ «انفلق الحجر».
سيّد شريف رضى، افزوده است كه «وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً» خود، استعاره لطيف ديگرى است؛ زيرا قرآن، شب را همچون محبوب، مطلوب قرار داده كه دلها را رام و جانها را آرامش مىبخشد و حال آنكه ابو عبيده، از ديدگاه يك عالم نحوى، موضوع را بررسى كرده و علّت نصب دو كلمه «شمس» و «قمر» را باز گفته ولى سيّد شريف رضى كه خود اديب است و شاعر و آگاه به فنون بلاغى و رموز قرآنى، زيبائيهاى كلام خدا را بيان كرده و افزوده است كه گفتار قرآن يعنى: «فالق الإصباح» ابلغ است از «شاقّ الإصباح»؛ زيرا إنفلاق، شديدتر است از إنشقاق.
توضيحات سيّد شريف رضى، در باب لطائف كلام خدا. بسيار خوشايند است و نغز. مثلا در بحث از آيه: «وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما كانُوا بِآياتِنا يَظْلِمُونَ». آيه ٧/ اعراف.
سيّد شريف رضى گفته است ٥٥: اين آيه استعاره است؛ زيرا زيان و خسران، به معناى كم شدن بهاى جنس است كه در اصطلاح بازرگانان به كار مىرود و به امور مادّى و مالى، اختصاص دارد و در عرف و عادات مردم، در امور معنوى استعمال نمىشود، ولى چون در آيات پيش، سخن از وزن و سبك و سنگينى وزن بوده، لذا كلمه «خسران» در اين مورد مناسب بوده و در واقع قرآن مجيد، روح انسانها را به كالاى تجارى همانند كرده كه قابل ملكيّت باشد، و چون اينگونه انسانها، متاع گران قدر خود را، قدر ندانستند، و آنرا مستحقّ آتش دوزخ ساختند و كالاى پربهاى خود را سوزاندند از اينرو، نهتنها خسارت ديدند بلكه اصل سرمايه هم از دست رفت.
سيّد شريف رضى، در بحث از آيه: «أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى تَقْوى مِنَ اللَّهِ وَ