در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٣٩
در صورتى كه سيّد شريف رضى، درباره اين آيه، به تفصيل بحث كرده ٤٦ و گفته است كه اين آيه، استعارتى لطيف است و منظور از «يد» معناى حقيقى آنكه عضو بدن است، نيست، بلكه منظور از «و لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك» كنايتى است از بخل و خسّت و گرفتگى. و منظور از بخش دوم آيه «وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ» كنايتى است از تبذير و إسراف و إفراط در بخشش مال.
و سپس افزوده است كه هردو جنبه يعنى إمساك و إفراط، مذموم است و ناپسند، مگر اينكه در حدّ وسط باشد و متعادل. و سپس افزوده است كه بايد تفسير آيه مزبور را از آيه «وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً» آيه ٦٧/ فرقان، اقتباس كرد؛ زيرا قرآن مجيد گفته است: آنان كه چون خرج كنند، إسراف نكنند و بخل هم نورزند و ميان اين دو، معتدل باشند.
ابو عبيده، در بحث از آيه «... وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ...» «*» آيه ١٨٧/ بقره فقط گفته است ٤٧: الخيط الأبيض:
هو الصبح المصدّق. و الخيط الاسود هو الليل. و الخيط: هو اللون.
در صورتى كه سيّد شريف رضى، در بحث از اين آيه، گفته است ٤٨: اين استعارهايست شگفتآور منظور اينست كه سپيدى صبح از سياهى شب هويدا گردد و روشنى صبح صادق، پرده تاريك افق را بشكافد و خطّى سفيد در طرف مشرق رسم كند كه در واقع اين آيه، آغاز زمان روزه گرفتن را از لحاظ زمانى، تعيين كرده يعنى آن زمانى كه روشنى صبح صادق پرده تاريك افق را بشكافد. در اين مورد دو رشته سياه و سفيد، تشبيه است؛ زيرا كه رشته صبح در آغاز طلوع، بسيار باريك و نهفته و ناپيدا مىباشد. (البته در آغاز هردو رشته سياه و سفيد ضعيف و ناپيدا هستند، ليكن تفاوت اين دو، در آنست كه سپيدى رو به فزونى است و سياهى مخفى و نهان).
ابو عبيده در بحث از آيه «تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ ...» «**» آيه ٢٧/ آل عمران.
(*) يعنى: و بخوريد و بياشاميد تا آغاز صبحدم، كه رشته سفيد از رشته سياه بر شما نمايان شود.
(**) يعنى: شب را در روز، داخل مىكنى و روز را در شب، و موجود زنده را از مرده خارج مىسازى و موجود مرده را از زنده ... (داخل شدن شب و روز در يكديگر يعنى از يكى كاسته شود و به ديگرى افزوده گردد).