در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦١٨
كم نظير. عبد الرحمن يزدادى، مؤلف كتاب، معتقد است كه نظير اين نامهها از لحاظ فصاحت در زبان عربى وجود ندارد و كسى مثل اين نامهها نشنيده است ٣.
درست است كه داورى مؤلف رسائل- عبد الرحمن يزدادى- درباره نوشتههاى قابوس، مبتنى بر اغراق است و مبالغه ولى بايد گفت كه: شمس المعالى قابوس، مقتول «*» به سال ٤٠٣ ه، از مشهورترين خاندان زيارى بوده است و با فضلا و علما و شعرا، معاشر بوده و با آنان مكاتبه داشته است و اميرى فاضل و كريم و فضل دوست و شاعرپرور و اديب و خوشخط بوده و در انشاى نثر عربى از بهترين بلغاى آن زبان به شمار مىآمده است و به زبان فارسى و عربى شعر مىسروده است و ياقوت دربارهاش نوشته است ٤: «... و كان فاضلا اديبا مترسلا «**»، شاعرا ظريفا، و له رسائل بايدى الناس يتداولونها و كان بينه و بين الصاحب بن عبّاد مكاتبة». ثعالبى متوفى به سال ٤٢٩ ه هم بلاغت قابوس را ستوده و از او بعنوان كسى كه داراى نثر عالى است، اسم برده، از شاعرى قابوس هم سخن گفته است ٥ و به مناسبت اينكه اميرى فاضل و اديبى توانا بوده است، دربارهاش گفتهاند ٦:
«... ان قابوس كان اديب الملوك و مليك الادباء» و خير الدين ٧ زركلى او را، ديلمى الاصل مستعرب و نابغة فى الادب و الانشاء معرفى مىكند و سرانجام مىگويد:
«و له شعر بالعربيّة و الفارسية».
اهميت كتاب البلاغة
كتاب كمال البلاغه مجموعا در يكصد و دوازده صفحه، با يك مقدمه دو صفحهاى از ناشر كتاب- آقاى نعمان الأعظمى- و پيش گفتارى در يازده صفحه از آقاى مجيب الدين الخطيب در باب زندگى قابوس، مقام ادبى وى، اهميت رسائل
(*) ابن تقرى يزدى در ج ٧ ص ٢٣٣ كتاب «النجوم الزاهرة» در حوادث سال ٤٠٣ ه مىنويسد: «و فيها توفّى قابوس بن وشمگير امير الجبال ... و قتله بالبرد (در سرماى سخت پوشش او را از او گرفتند و او را برهنه كردند بطورى كه فرياد مىزد: اعطونى و لوجّل فرس فلم يفعلوا، فمات من شدة البرد».
(**) مترسلا: اى منشأ للرسائل الادبيّة.