در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦١
[١٧] - ر ك: مأخذ پيشين ص ٣٢٣.
[١٨] - براى آگاهى بيشتر در باب «وجوه اعجاز قرآن» به مراجع زير مراجعه شود:
الف- اعجاز القرآن باقلانى، چاپ مصر از ص ٣٣ تا ٤٧.
باقلانى، متوفّى به سال ٤٠٣ هجرى يكى از وجوه اعجاز قرآن را، بلاغت قرآن دانسته و در اين زمينه گفته است:
«انّه بديع النظم، عجيب التأليف، متناه فى البلاغة الى الحدّ الذى يعلم عجز الخلق عنه» ر ك: اعجاز القرآن، باقلانّى ص ٣٥.
باقلانى، در اين مورد بهخصوص، از جاحظ بصرى، متوفّى به سال ٢٥٥ هجرى متأثّر است كه گفته: اعجاز قرآن در نظم و اسلوب شگفتآور آنست كه با اسلوب و روش خاصّ كلام منثور و منظوم عرب، مباين است.
اصل سخن جاحظ در جلد يكم صفحه ٣٨٣ كتاب «البيان و التبيين» چاپ عبد السّلام محمد هارون چنين است:
«و كيف خالف القرآن جميع الكلام الموزون و المنثور، و هو منثور غير مقفّى على مخارج الاشعار و الأسجاع و كيف صار نظمه من اعظم البرهان و تأليفه من اكبر الحجج.»
و خلاصه اينكه، باقلانى، عقيده دارد كه قرآن با اسلوبهاى كلام منظوم و منثور زبان عرب، مباين است و بلاغت در تمام آيات آن، وجود دارد و مانند گفتار ديگر فصحاء نيست كه متفاوت باشد يعنى در مواردى فصيح باشد و در مواردى ديگر، غير فصيح.
ب- و نيز براى آگاهى از «وجوه اعجاز قرآن» مىتوان به جلد چهارم كتاب «الاتقان فى علوم القرآن» سيوطى، چاپ مصر، تحقيق از: محمد ابو الفضل ابراهيم از صفحه ٣ تا صفحه ١٧ مراجعه كرد.
سيوطى، در اين فصل، اقوال مختلف را (در باب وجوه اعجاز قرآن) باز گفته است:
همچون: اعتقاد به «صرفه» كه عقيده ابو اسحاق ابراهيم بن سيّار نظّام، متوفّاى سال ٢٢٠ و اندى است و يكى از بزرگان معتزله و شيخ جاحظ، مىباشد.
و نيز سيوطى، اظهار نظر ابو بكر باقلانى و امام فخر رازى و زملكانى و ابن عطيّة و حازم قرطاجنى و سكّاكى و ابن سراقه و زركشى در «البرهان» و رمانى در رساله «النكت فى اعجاز القرآن» و قاضى عياض در كتاب «الشفاء» و ديگر دانشمندان را در باب اعجاز قرآن، بطور مشروح نقل كرده است.
ج- پيش از همه، ابو الحسن على بن عيسى رمّانى، متوفّى به سال ٣٨٦ هجرى، در رساله «النكت فى اعجاز القرآن» كه با تحقيقات و تعليقات محمد خلف اللّه و دكتر محمد زغلول سلّام، ضمن «ثلاث رسائل فى اعجاز القرآن» در دار المعارف مصر، چاپشده در صفحه ٧٥ نوشته است:
براى بلاغت سه درجه مىتوان در نظر گرفت كه درجه اعلاى آن، معجزه است و به قرآن، اختصاص دارد، نصّ صريح عبارت رمّانى، چنين است:
انّما البلاغة ايصال المعنى الى القلب فى احسن صورة من اللفظ. فاعلاها طبقة فى الحسن، بلاغة القرآن و اعلى طبقات البلاغة للقرآن خاصّة و اعلى طبقات البلاغة معجز للعرب و العجم ...»
[١٩] - براى آگاهى بيشتر، رجوع شود به: اعجاز القرآن قاضى عبد الجبّار صفحات ٣٣٢ و ٣٣٣.