در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٦٥
در نقد شعر ابو نواس از قول ابن طباطبا مىگويد ١٠٩:
«ينبغى للشاعر ان يحترز فى اشعاره و مفتتح اقواله ممأ يتطيّر منه او يستجفى من الكلام و المخاطبات.» همچون شعر ابو نواس كه براى فضل بن يحيى برمكى گفت و او را خوش نيامد و گفتهاند كه هفتهاى نگذشت كه نكبت و بدبختى خاندان برمك آغاز شد ١١٠.
درباره شعر بشار بن برد، عيبى كه اخفش و سيبويه بر شعر بشّار، گرفتهاند، مرزبانى در صفحات ٣٨٤ و ٣٨٥ الموشّح باز مىگويد و از قول ابن طباطبا نقل مىكند ١١١ كه شاعر بايد از اشارات دور از ذهن و كلمات و اسامى دشوار، دورى كند و مجازهايى كه به حقيقت نزديك است و از حقيقت دور نيست، بياورد. و نيز شاعر بايد در شعر خود استعاراتى كه مناسب است، بياورد. و آنگاه چند نمونه از اشعار دور از ذهن بشار، نقل مىكند ١١٢ و سپس از قول احمد بن عبيد اللّه بن عمار، روايت مىكند كه: بشار استاد محدثين است كه همگان از درياى دانش او بهرهمند شدهاند ولى شعرش از خطا مصون نيست ١١٣ و سرانجام مرزبانى درباره شعر بشار مىگويد ١١٤:
كه بشار خوب و بد را نزديك هم قرار داده است ١١٥.
مرزبانى از شعر ابى تمّام، بحث مىكند ١١٦ و عقيده ابن اعرابى را، درباره شعر ابى تمام بيان مىكند ١١٧. عيوب شعر ابى تمّام و اشعار سخيف وى را بازگو مىكند و در واقع باب نقد را مىگشايد ١١٨ و سرقات ابى تمّام طائى را بازگو مىكند و مىگويد: «و للطائى سرقات كثيرة احسن فى بعضها و اخطا فى بعضها» و درباره سرقات، خود اظهار عقيده مىكند و مىگويد: شاعر وقتى در سرقات معذور است كه چيزى بر معنى و مفهوم اصلى بيفزايد و يا كلامى استوارتر از كلام نخستين بياورد ١١٩.
مرزبانى رأى بحترى شاعر را درباره دعبل و ابى تمام مىنويسد ١٢٠ و از قول پسر بحترى نقل مىكند كه: وقتى از پدرم درباره شعل دعبل پرسيدم: پدرم، دست خود را در انبانى فرو كرد و بدون آنكه چيزى از انبان درآورد، دست خود را بيرون آورد. ولى بحترى درباره ابى تمّام مىگويد: «مفلق، الا انه مامات حتى اصفى من الشعر».
مرزبانى در صفحات ٤٩٥ تا ٤٩٨ الموشّح، عيوبى را كه بر شعر ابى تمام گرفتهاند، بازگو مىكند و از قول صولى نقل مىكند كه ١٢١: ابى تمّام تيزهوش بوده و جودت