در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٢٥
معانى هزلى را با الفاظ جدى بيان كند ٥٧.
رويهمرفته، ابن وهب، شعرى را خوب مىداند كه از هشت ويژگى و خصوصيت برخوردار باشد. صحت مقابله، حسن نظم، جزالت، اعتدال وزن، اصابة التشبيه جودة التفصيل، قلت تكلف و مشاكلت در مطابقه، از خصوصيات و صفاتى است كه شاعر بايد در شعر خود رعايت كند ٥٨.
ابن وهب، در كتاب «نقد النثر» به نثر، اهميت فراوانى داده است، نثر را به:
خطابه، ترسل، احتجاج و حديث، منقسم ساخته و براى هريك توضيحاتى داده است و مثلا گفته است كه خطابه در اصلاح ذات البين و فرونشاندن آتش جنگ و استوارى بنيانهاى ملك و نظير اينها بكار مىرود و خطيب بايد در خطابه خود تمام نكات بلاغى و اوصافى كه براى شعر خوب گفته شده، رعايت كند و از معايبى كه براى شعر، برشمرده شد، در خطابه نيز از آنها دورى كند. در دنباله همين مبحث از مشتقات خطابه و ترسل بحث كرده است و تفاوت ميان خطيب و خاطب و ترسل و ارسال را بازگو كرده است ٥٩ و افزوده است كه خطبه بايد به تحميد و تمجيد شروع شود و آيهاى از آيات قرآنى در آغاز آن گفته شود و به امثال سائره آراسته گردد. خطيب و مترسل بايد به مقتضاى حال و مقام سخن بگويند و بنويسند و مثلا آنجا كه سخن اقتضاى ايجاز مىكند، اطاله سخن ندهد كه به ملالت شنونده و خواننده بينجامد و آنجا كه به اطاله بايد، سخن بگويند، سخن موجز نگويند كه ما فى الضميرشان درك نشود و به معنى خلل وارد آيد و با هركس فراخور فهمش سخن بگويند و اين سخن را كه گفتهاند: «لكل مقام مقال» رعايت كنند ٦٠. خطيبى را بليغ گويند كه رعايت نكات گفته شده را بنمايد.
سپس ابن وهب به مواردى كه خطيب بايد به اختصار سخن بگويد، پرداخته است و نمونههايى از خطب پيامبر اكرم و امير المؤمنين را بعنوان مثال بازگو كرده است ٦١.
در پايان اين مقال، رسائل كوتاهى از پيامبر اكرم كه عبارت آنها كوتاه است و موجز ولى حاوى مطالب مهم، بعنوان مثال ذكر كرده است ٦٢.