در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٢٢
شمرده ٣٧ و براى تأييد سخن خود روايتى نيز نقل كرده است ٣٨. البته دروغى كه براى نفع خود شخص و زيان ديگرى باشد، ازين مقوله نيست.
ابن وهب، در صفحه ٥١ كتاب، بنا به اعتقاد مذهبىاش، در بحث از كنيه و لقب از ائمه شيعه همچون: على بن ابى طالب و امام محمد الباقر و امام جعفر صادق و امام على بن موسى الرضا، به احترام ياد مىكند.
ابن وهب در بيان سوم كه «بيان بالقول» است و از آن به «بيان العبارة» نيز تعبير كرده از: اشتقاق، تشبيه، لحن، رمز، وحى، استعاره، امثال، لغز، صرف، مبالغه، قطع و عطف، تقديم، تأخير و اختراع سخن گفته است ٣٩.
در مبحث اشتقاق، قواعد مختصرى از صرف زبان عربى، بيان كرده و پس از توضيح معنى اشتقاق، از ابنيه اسم و فعل كه اقل ابنيه اسم، دو حرف است و اقل ابنيه فعل سه حرف و نيز از معرب و مبنى و اوزان دهگانه اسم ثلاثى و اوزان پنجگانه اسم رباعى و اوزان چهارگانه اسم خماسى و از حروف دهگانه زوائد و ابنيه فعل ثلاثى مجرد و مزيد و طرز ساختن اسم فاعل و اسم مفعول و فعل امر، بحث كرده و از معتل الفاء و معتل العين و معتل اللام و قواعد مربوط به معتلات، به اختصار سخن گفته است ٤٠.
ابن وهب در مورد تشبيه گفته است ٤١:
«و اما التشبيه فهو اشرف كلام العرب و فيه تكون الفطنة و البراعة عندهم. و كلما كان المشبّه فى تشبيهه الطف، كان بالشعر اعرف، و كلما كان بالمعنى اسبق، كان بالحذق اليق.»
كه نهتنها عين اين عبارت در كتاب «نقد الشعر» قدامه ديده نمىشود بلكه عبارتى هم كه تا اندازهاى مشابه و يا نزديك به عبارت كتاب «نقد النثر» باشد، در كتاب «نقد الشعر» بنظر نمىرسد ٤٢. و حتى مثالها و اشعارى كه در «نقد الشعر» وجود دارد، در كتاب «نقد النثر» نيست و اصولا تقسيمات ابن وهب از تشبيه كه فقط از تشبيه حسى و معنوى بحث كرده، در كتاب «نقد الشعر» بدينگونه، نيست و تعاريف و تقسيمبندى نويسنده «نقد النثر» هيچگونه شباهتى به كتاب «نقد الشعر» قدامه ندارد.
پس از بحث از تشبيه، نويسنده كتاب به بحث از «لحن» پرداخته و افزوده است كه عرب، لحن، را يا براى تعظيم و يا تخفيف و يا انصاف و يا استحياء و يا احتراس