در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٢
«يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا» «*»
سوره مريم/ ٤٤
طاعنان گفتهاند: چگونه رواست كه ابراهيم، چنين سخنى را بگويد؟ زيرا پدر ابراهيم، از كسانى نبوده كه عبادت شيطان بكند.
قاضى عبد الجبّار، در پاسخ اينان گفته است ٣٩:
منظور از فعل «لا تعبد» به صيغه نهى، در آيه مزبور، عبادت به معناى سجده كردن، نيست بلكه منظور اصلى اينست كه گفته شود: «لا تتّبعه» و «لا تطعه» يعنى: از او پيروى مكن و از او اطاعت مكن.
به عبارت ديگر به قول قاضى عبد الجبّار، فعل «لا تعبد» در غير معناى حقيقى خود به كار رفته است، همانطورى كه در آيه:
«اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ» ...»
سوره توبه/ ٣١
چنين است و در غير معناى حقيقى خود به كار رفته است.
قاضى عبد الجبّار ذيل بحث از اين آيه نوشته است ٤٠:
«فقال «ص» لم يتّخذوهم اربابا بالعبادة و لكن اطاعوهم فى التحليل و التحريم»
در بحث از آيه:
يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا ...» «**»
سوره نحل/ ٢
كه طاعنان گفتهاند: انزال روح چه معنى مىدهد و در اينجا مناسب نيست، قاضى عبد الجبّار گفته است ٤١:
منظور از «روح» در اين آيه، وحى و قرآن است؛ زيرا وحى و قرآن مايه حيات و زندگى انسانهاست و به قول قاضى عبد الجبّار:
(*) يعنى: اى پدر! شيطان را پرستش مكن، كه شيطان نسبت به خداوند رحمن، عصيانگر بود.
(**) يعنى: خدا، فرشتگان و روح را به امر خود بر هركه از بندگان خواهد، مىفرستد تا خلق را انذار كنيد ...
[و از شرك و بتپرستى بترسانيد].