در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥١٧
اما عبد الحميد العبادى مىگويد: محمد بن ايوب، فقيه اندلسى است؛ زيرا در آغاز اسمش به تقليد علماى اندلس و مغرب، كلمه فقيه در برابر لفظ عالم و امام كه در سرزمينهاى مشرق به علما و دانشمندان، اطلاق مىشده، آمده است.
عبد الحميد العبادى مىافزايد: كه وى از علماى قرن هفتم هجرى است كه اين كتاب را كتابت كرده است؛ زيرا شيوه كتابت نسخه خطى كتابخانه اسكوريال، از حيث شكل حروف و نقطهگذارى، شبيه به شيوه كتابت قرن هفتم هجرى اندلس و مغرب است و اسلوب دعاى آخر عبارت هم، روشى است كه در آن روزگاران، معمول بوده است. زيرا عبارت چنين است: «... للشيخ الفقيه المكرم ابى عبد اللّه محمد بن ايوب بن محمد، نفعه اللّه به.».
نتيجه
بهتر آنست كه بگوييم: دو كتاب «نقد الشعر» و «نقد النثر» از يك نويسنده نيست؛ زيرا:
اولا موضوعات مورد بحث در كتاب نقد الشعر بهم درنياميخته و سخن قدامه درين كتاب فقط در فن شعر و ديگر موضوعات مربوط به شعر و نقد شعر است و اصولا اختلاط موضوعى در كتاب مزبور وجود ندارد، در صورتى كه موضوعات مورد بحث در كتاب نقد النثر چنين نيست و نويسنده، خود را ملزم نساخته كه فقط در باب نثر و تعريف نثر و اقسام آن و نقد نثر، سخن بگويد، بلكه نويسنده «نقد النثر» در باب شعر و ديگر موضوعات مناسب با شعر، نيز بحث كرده و فصلى را اختصاص به «تأليف العبارة» داده است ١٣ و به مناسبت، از موضوعات مختلف همچون: قياس، خبر، اشتقاق، معتلّ، تشبيه، استعاره، رمز، وحى، خطابه، جدل و حديث نيز بحث كرده است و در تمام اين مباحث، هيچ اشارتى يا احالتى به كتاب نقد الشعر كه مفصلا از وزن و قافيه بحث كرده ١٤، نيست.
ثانيا، طرز فكر نويسنده نقد الشعر و نويسنده نقد النثر با يكديگر اختلاف دارد و اين دو نويسنده، در بسيارى از مسائل باهم توافق ندارند، مثلا قدامة بن جعفر در صفحه ١٧ نقد الشعر مىگويد: معانى براى شاعر بمنزله ماده است و شاعرست كه به آن مواد،