در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥١
بدين معنى مىباشد. در واقع به جهت اهميّت داشتن قرآن مجيد و اثرات عميق آن، در هدايت و تربيت بشر، از آن به نور تعبير شده؛ زيرا انسانها را از ظلمتها و تاريكىهاى جهل و شرك و نفاق به سوى نور علم و توحيد و اتّحاد، رهبرى مىكند و به جادّه مستقيم مىبرد، جادّهاى كه در آن كژى و انحراف، نيست.
بهرحال، تعبير ايمان به نور و تعبير كفر به ظلمت، از مقوله «مجاز» است ٣٧ و به همين تعبير در آيه:
«الر. كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ ...»
سوره ابراهيم/ ١
نيز آمده است، بيرون ساختن از ظلمتها به نور يعنى از ظلمت جهل به نور دانش درآمدن از ظلمت كفر به نور ايمان آمدن، از ظلمت ستمگرى به نور عدالت آمدن.
و نيز در پاسخ طاعنان كه گفتهاند در آيه:
«يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَ الْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ ...»
سوره رعد/ ١٣
تسبيح رعد درست نيست، قاضى عبد الجبّار، پاسخ داده است ٣٨:
صداى رعبانگيزى كه از رعد برمىخيزد، انسانها را به وحشت مىاندازد و چون متعاقب رعد و برق، دانههاى درشت باران فرو مىريزد و زمين را آبيارى مىنمايد، اينست كه قرآن گفته است: «يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ» يعنى رعدهم، تسبيح خدا مىگويد و بر قدرت و توانايى خدا، دلالت مىكند و حكايت از نظام آفرينش و عظمت آفريدگار مىكند و اين دلالت، از مقوله استعاره است و نبايد در اين آيه، تسبيح را بر معناى حقيقى آن، حمل كرد بلكه بايد معناى مجازى آنرا در نظر داشت «*».
قاضى عبد الجبّار، تمام تسبيحاتى كه از جمادات سر مىزند حمل بر مجاز مىكند و نه بر حقيقت.
در بحث از آيه:
(*) مفسران را در معنى تسبيح اشياء آراء مختلف است به تفسير مجمع البيان و جز آن در ذيل آيات تسبيح رجوع شود.علوى مقدم، محمد، در قلمرو بلاغت : مجموعهاى از مقالهها، پژوهشها، نقدها و بحثهاى بلاغى و تفسيرى، ٢جلد، آستان قدس رضوى، موسسه چاپ و انتشارات - مشهد مقدس - ايران، چاپ: ١، ١٣٧٢ ه.ش.