در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٠٩
دور و درين مورد از عطاء پسر ابى ضيفى ثقفى كه يزيد بن معاويه را در يك گفتار بمناسبت جلوس يزيد بر كرسى خلافت تهنيت و بواسطه مرگ پدرش تسليت گفته و او نخستين كسى است كه چنين كرده و سپس ديگران همچون ابو دلامه درباره مهدى عباسى و ابو الشيص در رثاء رشيد چنين كردهاند ٣٩.
تقريبا نظير همين مطلب را، ابى هلال عسكرى در باب ششم كتاب الصناعتين ص ١٩٦ بحث كرده و فصلى از باب ششم كتاب را تحت عنوان (فى حسن الاخذ) طرح كرده و در آنجا گفته است:
هيچيك از نويسندگان، بىنياز از نويسندگان پيش از خود نيستند ليكن بر مقلّدان است كه اگر معانى و مفاهيمى از متقدمان اخذ مىكنند، به تن آن معانى، از خود الفاظى بپوشانند و آن معانى و مفاهيم را به حليهاى جز زيور نخستين بيآرايند و سپس در ص ١٩٧ كتاب الصناعتين مىگويد:
اگر كسى معانى و مفاهيمى كه از ديگران است به همان الفاظ نخستين نقل كند و تغييرى در آنها ندهد، سارق است و چنانچه بعضى از الفاظ آن مفاهيم را تغيير دهد و نقل كند سالخ است ولى چنانچه بتواند معنى و مفهومى را از ديگران اخذ كند و به تن آن مفاهيم و معانى الفاظى از خود بپوشاند كار آن شخص باارزشتر و از متقدم خود ارزندهتر است.
عبارت «و من اخذ معنى بلفظه فليس فيه نصيب» را نيز ابى هلال عسكرى در ص ١٩٧ الصناعتين گفته است و نيز ابى هلال عسكرى مىگويد ٤٠: و قد اطبق المتقدمون و المتأخرون على تداول المعانى بينهم فليس على احد فيه عيب الا اذا اخذه بلفظه كلّه، او اخذه فافسده، و قصر فيه عمّن تقدمه.
ابن اثير متوفى به سال ٦٣٧ ه در جلد دوم كتاب المثل السائر ٤١ نيز درباره سرقات شعرى بحث مىكند و مىگويد كه:
من درينباره كتابى تأليف كردهام و سرقات را به سه قسم منقسم كردهام:
نسخ، سلخ و مسخ ٤٢.
نسخ يعنى: متأخّر، لفظ و معنى را بدون كم و زياد از متقدم بگيرد و سلخ يعنى قسمتى از معنى و مفهوم اخذ شده باشد و مسخ يعنى معنى و مفهوم دگرگون شود و مفهوم