در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٠٤
كتاب عيار الشعر بواسطه آگاهى نويسنده و توجه او به ذوق و داشتن ذوق ١٦ شعرى مصنف، امتياز خاصى دارد. ابن طباطبا عناصر حسن و زيبايى شعر و عوامل فساد شعر را بخوبى درك كرده و درين كتاب جانب لفظ و معنى و صور بيانى را در نظر گرفته و از محتواى قصيده و موضوع آنكه با حال و مقام بايد ارتباط داشته باشد نيز بحث كرده است. از تغييراتى كه شعراى نوآور در شعر شاعران پيشين دادهاند سخن مىگويد و از تقليد شاعران از شعراى پيشين بحث مىكند و از اينكه برخى هم از خود ابداعى كردهاند سخن مىگويد ١٧.
همانطورى كه ابن طباطبا به ذوق و طبع صحيح، اهميت مىدهد و در صفحات ٣ و ٤ كتاب عيار الشعر مىگويد:
«فمن صح طبعه و ذوقه لم يحتج الى الإستعانة على نظم الشعر بالعروض التى هى ميزانه، و من اضطراب عليه الذوق لم يستعن من تصحيحه و تقويمه بمعرفة العروض و الحذق به».
ابن رشيق قيروانى هم درين باره، مبحثى بعنوان «المطبوع يستغنى عن معرفة الوزن» ذكر مىكند كه در آن مبحث مىگويد ١٨:
كسى كه طبع و ذوقى دارد، به علت داشتن ذوق عالى به شناسائى اوزان شعر و اسامى آن اوزان نيازى ندارد و آنكه ذوق ضعيف و ناتوان دارد به اين مقدمات نياز دارد تا كه او را يارى دهد.
ابن طباطبا در مبحث (علّة حسن الشعر) در ص ١٤ مىگويد: هر حسى از حواس چيزى را مىپذيرد و از آن خوشش مىآيد مثل اينكه: چشم چهره زيبا و بينى بوى خوش و دهان چيز شيرين و گوش آواز خوش و دست چيز نرم. (و الفهم يانس من الكلام بالعدل الصواب الحق) يعنى فهم هم به كلام درست و خوب انس مىورزد علاوه بر اين براى حسن شعر علت ديگرى نيز مىشمارد كه بقول خودش:
«و لحسن الشعر و قبول الفهم اياه علة اخرى و هى موافقته للحال التى يعد معناه لها كالمدح فى حال المفاخره ...» ١٩.
ابن رشيق قيروانى، نظير همين مطلب را در كتاب العمدة بحث مىكند و مبحثى بعنوان: «لكل مقام مقال» طرح مىكند و مىگويد: ٢٠