در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٩٦
«الباب الاوّل من البديع و هو الاستعارة ...» ر ك: «البديع»،/ ٣.
«الباب الثانى من البديع و هو التجنيس ...» ر ك: «البديع»،/ ٢٥.
«الباب الثالث من البديع و هو المطابقه ...» ر ك: «البديع»/ ٣٦.
«الباب الرابع من البديع و هو ردّ اعجاز الكلام على ما تقدّمها ...». ر ك:
«البديع»،/ ٤٨.
«الباب الخامس «من البديع و هو مذهب سمّاه عمر و الجاحظ المذهب الكلامى ...». ر ك: «البديع»،/ ٥٣.
ابن معتّز، براى هريك از فنون بديعى، از قرآن مجيد و احاديث و گفتار صحابه و اشعار شعراى جاهلى و شعراى قرن اوّل هجرى و شعراى محدثين، همچون بشّار بن برد طخارستانى و ابو نواس، شواهدى ذكر كرده و پس از ذكر يك سلسله استعارات زيبا، يك سلسله استعارات نازيبا نيز، بهعنوان مثال آورده و بدينوسيله باب نقد و بررسى را گشوده است.
ابن معتّز، استعاره، تجنيس، مطابقه، ردّ اعجاز كلام و مذهب كلامى را جزء فنون بديعى دانسته و خود نيز در چند مورد بدين نامگذارى و تسميه، اشاره كرده است؛ مثلا در صفحه ٥٧ كتاب «البديع» نوشته است:
«قد قدمّنا ابواب البديع الخمسة و كمل عندنا ...».
و نيز در صفحه ٥٨ نوشته است:
«انّا اقتصرنا بالبديع على الفنون الخمسة اختبارا من غير جهل بمحاسن الكلام ...» و در همان صفحه ٥٨ تكرار كرده و گفته است:
«... و يقتصر بالبديع على تلك الخمسة ...»
از گفتههاى ابن معتّز در كتاب «البديع» چنين استنباط مىشود كه كلمه «بديع» در نظر او، مفهوم عامى داشته و منظور ابن معتّز از «بديع» آن چيزى كه علماى متأخّر بلاغت، مورد نظرشان هست، نيست.
در نظر متاخّران، علم بديع يعنى محسّنات لفظى و معنوى، رويهم رفته در علم بديع از زيبايى كلمات و طرز خوب به كار رفتن كلمات كه در ذهن شنونده، و خواننده اثر بهترى بگذارد و تأثير بيشترى داشته باشد، سخن مىگويد.