در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٩٥
بحثى درباره كتاب «البديع» ابن معتز
در قرن دوّم و سوّم هجرى كه اعراب مسلمان به مال و منال رسيده و از رفاه و آسايش برخوردار شده بودند، طبقه اديب و شاعر نيز در شعر و شاعرى، به زيبايىهاى شعرى توجّه كردند و سعى داشتند كه ابداعاتى نشان دهند تا شعرشان بيشتر مورد توجّه قرار گيرد و نثر آنان زيباتر گردد، اين بود كه به زيبائىهاى هنرى و گنجاندن محسّنات در سخن، روآورده شد و بدين زيبائيها نام بديع ١، اطلاق شد.
در همين دورهها بود كه ابن معتّز- خليفه شاعر- در سال ٢٧٤ هجرى كتاب «البديع» خود را نوشت ٢.
عبد اللّه بن معتّز- خليفه يك روزه عباسى ٣- در نقد شعر هم كتابى به اسم «طبقات الشعراء» نوشته و فقط به ذكر شعرائى كه در دستگاه خلافت بودهاند و خلفاء و امراء و وزراء را مدح كردهاند پرداخته كه به قول دكتر بدوى ٤ طبانه، چندان ارزش نقدى، ندارد.
ابن معتّز در كتاب «البديع» زيبايىها و بدايع و اختراعات و ابداعات در كلام را به دو دسته منقسم ساخت: بديع- محاسن.
ابن معتّز، پنج باب: استعاره، تجنيس، مطابقه، ردّ أعجاز الكلام و مذهب كلامى «*» را تحت عنوان بديع معرفى كرد و ابواب پنجگانه را بدين طريق ثبت كرد.
(*) ابن معتّز نامگذارى اصطلاح «مذهب كلامى» را به جاحظ نسبت داده و در صفحه ٥٣ كتاب «البديع» نوشته است: «الباب الخامس من البديع و هو مذهب سمّاه عمرو الجاحظ المذهب الكلامى».