در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٦١
بكار برد تا كه موجب ملال گردد و در جائى كه اطاله ضرورت دارد نبايد كلام را موجز آورد؛ زيرا كه به معنى خلل وارد مىشود و نيز نبايد الفاظ خاص خواص را در مخاطبه عوام بكار برد، بلكه بايد با هرطبقه، فراخور فهم آنان سخن گفت «لكلّ مقام مقال» و سرانجام نويسنده كتاب «نقد النثر» «*» مىافزايد: كسى كه، رعايت اين مسائل را نكند به بلاغت و خطابت، موصوف نمىشود و او را نمىتوان خطيب بليغ گفت. نويسنده كتاب «نقد النثر» براى اثبات سخن خود، بلاغت را از قول برخى از علما چنين تعريف مىكند:
«هى الإكتفاء فى مقامات الايجاز بالاشارة و الاقتدار فى مواطن الاطالة على الغزارة» يعنى در موردى كه كلام اقتضاى ايجاز دارد، به اشاره سخن بگويد و در موردى كه سخن اقتضاى اطاله مىكند، توانايى داشته باشد كه كلام را، مفصّل بياورد.
نويسنده كتاب «نقد النثر» براى تاييد گفته خود، سخن جعفر بن يحيى برمكى را كه به فصاحت و بلاغت معروف بوده است شاهد مىآورد؛ زيرا جعفر بن يحيى ٤٧ گفته است «اذا كان الإكثار ابلغ كان الإيجاز تقصيرا و اذا كان الايجاز كافيا، كان الإكثار هذرا». سپس نويسنده نقد النثر مىافزايد: در مواردى كه مخاطب، از مردمان كمدانش و به اصطلاح عوام باشد، بايد با وى به اطناب سخن گفت؛ تا كه كلام را خوب درك كند و مقصود گوينده را بفهمد، در صورتى كه براى ذوى العقول و آنان كه صاحب درك هستند، مىتوان به اختصار و ايجاز، سخن گفت.
نويسنده كتاب «نقد النثر» ٤٨ پس از ذكر اين مقدمه، خطبههاى پيامبر اكرم را حائز اين شرايط مىداند و آنها را هم فصيح مىشمارد و هم بليغ و براى نمونه، خطبهاى را كه پيامبر اكرم، پس از حمد و ستايش خدا، گفته است: «ايّها الناس، كأن الموت فى الدنيا على غيرنا كتب و كان الحق فيها على غيرنا وجب، كان الذين نشيّع
(*) كتاب «نقد النثر» منسوب است به قدامة بن جعفر، و اسم اصلى كتاب «البيان» است. در پشت صفحه نخستين كتاب چنين عبارتى نوشته شده است: «كتاب نقد النثر ممّا عنى به ابو الفرج قدامة بن جعفر الكاتب البغدادى، رضى اللّه عنه و ارضاه، للشيخ الفقيه المكرّم ابى عبد اللّه محمد بن ايوب بن محمد نفعه اللّه به و هو الكتاب المعروف بكتاب «البيان». براى آگاهى بيشتر رجوع شود به: محمد علوى مقدم، «بحثى در كتاب نقد النثر»، مجله دانشكده ادبيات و علوم انسانى مشهد، سال يازدهم، شماره ٣ (پاييز ١٣٥٤ شمسى) ص ٤٠٢.