در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٥٩
در اذهان شنوندگان بيشتر تأثير كند و گفتارش بهتر جايگزين گردد، گاه يك گوينده بليغ، با تغيير حركات و بكار بردن الفاظ ويژه و اشارات و افعال خاص، مىتواند، مطلب را بهتر در اذهان رسوخ دهد و چهبسا كه انجام كارى و عملى پيش از بيانكردن مطلبى، ذهن شنونده را به آن مطلب بخصوص، توجه مىدهد، مثلا در حديث «الا انبئكم بأكبر الكبائر ...» در حالتى كه پيامبر اكرم تكيه كرده سه بار به اصحاب مىگويد: «الا انبّئكم بأكبر الكبائر ...»؟ اصحاب مىگويند: آرى يا رسول اللّه. پيامبر مىگويد:
«الإشراك باللّه و عقوق الوالدين و قتل النفس». سپس پيامبر مىخواهد، سخن مهمترى را بازگو كند، اينست كه حالت نخستين را كه تكيه داده بود، تغيير مىدهد و مىنشيند و آنگاه مىگويد: «الا و قول الزور و شهادة الزور ...» يعنى: زنهار، برحذر باش، از گفتن سخن دروغ و شهادت بناحق دادن.
پس از دقت به اين نتيجه مىرسيم كه تكرار در عبارت، براى تأثير در اذهان مؤثرتر است. و نيز هدف پيامبر از گفتن يك سلسله گناهان بزرگى بعنوان مقدّمه، از اين جهت است كه مىخواهد، شنونده را به گناه بزرگترى متوجّه سازد و اينست كه صرفنظر از تأكيدهاى پياپى و آوردن كلمه الا (براى تنبيه) و ذكر يك سلسله گناهان ديگر، حالت بدنى خود را نيز تغيير مىدهد و سپس مىگويد: «الا و قول الزور و شهادة الزور.» كه بايد گفت هدف اصلى پيامبر اهتمام و توجّه بيش از اندازه، به مضمون جمله اخير بوده است ٤٣.
براى اينكه، جنبه بلاغى گفتار پيامبر اكرم، بهتر روشن شود، به حديث «لا يحّل لمسلم أن يهجر اخاه فوق ثلاث ليال» توجّه شود. پيامبر اكرم درين گفتار، چون سخن، از مسلم است و نه كافر، بنابراين كلام را، به لا يحّل (- حلال نيست) آغاز كرده و نگفته است «يحرم» زيرا جدائى و قطع رابطه، على الاصول، حرام نيست و روى اين اصل «لا يحل» گفته است و نه «يحرم» و علت اينكه، بصورت فعل مضارع «لا يحل» گفته، اينست كه در واقع مىخواهد بگويد: تا هرزمان كه جدائى و هجر باشد، اين حكم «لا يحّل» هم خواهد بود؛ زيرا فعل مضارع بر تجدد و حدوث دلالت مىكند و نكره آوردن «مسلم» افاده عموم مىكند و مقيّد ساختن حديث به «مسلم»، در واقع، تعريضى است به نفى اسلام از كسى كه به صفت جدائى و بريدن، متّصف شود.