در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٥٨
كتابهاى خود نقل كردهاند مثلا اسامة بن منقذ ٣٨، اين سخن پيامبر بزرگوار را كه مىگويد: «الظلم ظلمات يوم القيامة» «*» از نوع تجنيس مماثل مىداند و تجنيس مماثل را چنين تعريف مىكند: «... هو ان تكون الكلمتان، اسمين او فعلين.» و علاوه بر اينكه از آيات و كلمات قرآنى، مثالهائى همچون: «فروح و ريحان» و «جنى الجنّتين» را مثال مىآورد، از سخنان پيامبر هم، مثالهائى مىآورد، مثل: «ذو الوجهين لا يكون وجيها يوم القيامة» ٣٩.
اسامة بن منقذ، براى تجنيس تصريف نيز از گفتار پيامبر اكرم، مثال مىآورد ٤٠، همچون: «الخيل معقود بنواصيها الخير» و تجنيس تصريف را، آن مىداند كه: دو كلمه، فقط در يك حرف مختلف باشند همچون: «خيل و خير» در حديث پيامبر اكرم.
در گفتار پيامبر اكرم، كنايات «**» فراوان هست. نويرى در كتاب ٤١ «نهاية الارب» ضمن اينكه يك سلسله از كنايات قرآنى را نقل مىكند ٤٢، از گفتار پيامبر اكرم نيز مثالهائى براى كنايه نقل مىكند همچون: «إيّاكم و خضراء الدّمن» كه در واقع مىخواهد بگويد: «فلا تنكحوا هذه المراة الحسناء لجمالها.».
نويرى، زيباترين كنايات را، كنايهاى مىداند كه گوينده، لفظ قبيح و زشتى را بر زبان نراند و با لفظ زيبائى آن معنى را بيان كند و مىافزايد: «و من عادة العرب و شأنهم، استعمال الكنايات فى الأشياء التى يستحيى من ذكرها، قصدا للتعفّف باللسان، كما يتعفّف بسائر الجوارح.».
براى تفهيم سخن مهمّ و موضوعى كه حائز اهميت است و گوينده مىخواهد،
(*) آغاز حديث اين است: «قال رسول اللّه (ص): اتّقوا الظلم، فان الظلم ظلمات يوم القيامة و اتقوا الشحّ ... ر ك:
امام نووى، رياض الصالحين جلد اول، چاپ دار الكتب الحديثه، (مصر) ص ٧٥٩.
در واقع پيامبر مىخواهد بگويد كه: عدل همچون نورى است كه دارنده آنرا به بهشت رهنمون مىكند و ظلم همچون ظلماتى است كه براى دارنده آن حجابى است و مانع اوست به بهشت.
(**) در اصطلاح علم بيان، كنايه آنست كه گوينده لازم معناى چيزى را اراده كند، با روا بودن و جواز معناى اصلى. و گفتهاند كه كنايه و مجاز از تصريح و حقيقت بليغتر است، زيرا كه ذهن آدمى، در تصريح و حقيقت، از ملزوم به لازم منتقل مىشود و در كنايه و مجاز از لازم به ملزوم.