در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٤٨
مثلا در حديث «انّ احدكم مرآة اخيه ...» ١٢ پيامبر اكرم، با موجزترين الفاظ، مهمّترين معنى را، بازگو كرده است زيرا اولا پيامبر اكرم، كلام خود را با حرف تأكيد «أنّ» بيان كرده و مسند اليه را كه «أحد» باشد به ضمير مخاطب جمع، اضافه كرده تا كه همه را در بر گيرد و شمولى داشته باشد و آنگاه «مرآة» كه مسند است و مشبهبه، با حذف ادات تشبيه آورده كه در واقع، تشبيه بليغ است و شنونده از آن، تأكيد بيشترى احساس مىكند و ضمنا يكى بودن و اتّحاد ميان مشبّه و مشبّهبه را مىفهمد و اضافه شدن «مرآة» به «أخيه» اختصاص را مىفهماند و چنانچه خوب دقّت شود و در نظر گرفته شود كه مرآة (- آينه)، به بيننده دروغ نمىگويد و آنچه هست، همانطورى كه هست، نشان مىدهد نه آنطورى كه بايد باشد، خواننده مىفهمد كه گوينده كلام، در نصيحت خود چقدر، صادق است و ناصح، سخنى به حقيقت گفته است. و نيز اگر گوينده بتواند، مفاهيم عقلى را به صورت حسّى نشان بدهد، در ذهن شنونده بهتر جاىگزين مىشود و سخن در مستمع تأثير بيشترى خواهد داشت، مثلا به اين سخن پيامبر كه گفته است: «الا و انّ الغضب جمرة فى قلب ابن آدم» توجّه كنيد. رسول خدا، در اين حديث، غضب را به جمرة (اخگر، پاره آتش) تشبيه كرده و كلام خود را به ادات استفتاح و يا حرف تنبيه «الا» مؤكّد گردانيده و سپس به «أنّ» حرف تأكيد، موكّدتر گردانيده است. در اين حديث غضب كه يك انفعال نفسانى است و معنوى مىباشد، به جمرة كه محسوس است تشبيه شده و چون ادات تشبيه هم، محذوف است، بايد آنرا از نوع تشبيه بليغ دانست؛ زيرا با حذف ادات تشبيه، مىتوان گفت كه در واقع مشبّه و مشبّهبه، يكى است.
و چنانچه گفته مىشد: «و أنّ الغضب فى قلب ابن آدم كالجمرة.» ارزش بلاغى حديث كمتر مىشد؛ زيرا اوّلا حرف تنبيه «ألا» در كلام نبود، در صورتى كه سياق عبارت، ايجاب مىكند كه حرف تنبيه آورده شود؛ زيرا اقتضاى كلام، تخويف و تحذير است و ثانيا با آوردن حرف تشبيه «ك» از اتحاد ميان مشبّه و مشبّهبه كاسته مىشد و ميان آن دو، فاصلهاى بوجود مىآمد.
در كلام پيامبر، تشبيههائى كه جنبه تقرير حالت مشبّه را دارد و بدان جنبه تجسيم مىبخشد، فراوان هست، مثلا در اين حديث: «اياكّم و الحسد فانّه يأكل