در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٤
در عبارت نخستين، كلمه «يسألونك» پرسش از وقت و زمان قيامت است كه گفته شده، علم و آگاهى آن، نزد خداست و مصلحت در آنست كه آشكارا نگردد تا كه بنده، خائفا يترقّب باشد و در عبارت بعدى كه كلمه «يسألونك» تكرار شده، پرسش از نفس قيامت است و دو مورد مىباشد، بنابراين تكرار نيست.
در پاسخ طاعنانى كه به تفاوت لغوى كلمات، آشنائى ندارند و استعمال دو كلمه مترادف قريب المعنى را تكرار پنداشته و در مقام طعن برآمده و مثلا گفتهاند:
در آيه ١١٢ سوره نساء، دو كلمه «اثم» و «خطيئة» تكرار شده و اين تكرار، مخلّ فصاحت قرآن است، قاضى عبد الجبّار گفته است ٢٣:
اين طاعنان نمىدانند كه معاصى، گاه خطاى است و گاه عمدى.
«اثم» گناهى است كه از روى عمد باشد و «خطيئة» گاه غير عمد و ناآگاهانه انجام مىشود، مثل اينكه شخص روزهدار، ناخودآگاه چيزى بخورد، بنابراين در آيه:
«وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً» «*».
سوره نساء/ ١١٢
تكرارى وجود ندارد و اين دو كلمه «اثم» و «خطيئة» مفهومشان، متفاوت است.
بحث قاضى عبد الجبّار، در كتابهايش، از مسائل بلاغى قرآن، بيشتر از آن جهت است كه پاسخ طاعنان را بازگويد و اشكال اشكالتراشان را جواب دهد و نه اينكه از مسائل بلاغى، بالاستقلال بحث كند، مثلا برخى از طاعنان كه گفتهاند:
در بعضى از آيات قرآنى، تطويل هست و تطويل و اطالة، مباين بلاغت قرآن است و مثلا ادّعا كردهاند كه در آيه ٢٣/ سوره نساء يعنى آيه:
«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَ خالاتُكُمْ وَ بَناتُ الْأَخِ وَ بَناتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ ...»
تطويل هست. قاضى عبد الجبّار، در پاسخ آنان گفته است ٢٤:
(*) يعنى: هر كه خطا يا گناهى كند و آنرا به گردن بىگناهى افكند، دروغ و گناهى آشكارا به گردن گرفته است.