در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٢٠
اين اشعار، بيشتر استعاره و تشبيه است.
ابو العباس مبرد (متوفى به سال ٢٨٥ هجرى)، در كتاب الكامل، بابى را به تشبيهات، اختصاص داده ٧ است و انواع تشبيه و طرائف كلام زيبا را بازگفته و نمونههايى آورده و سپس افزوده است كه تشبيه عجيب و حسن و غريب و طريف و ديگر انواع و اقسام آن، همه از مقوله «بديع» است ٨.
خلاصه اينكه، مبرد، كلام نغز و شعر زيبا را «بديع» دانسته است.
در اين گفتار برآنيم كه درباره تطور كلمه «بديع» بحث كنيم و دريابيم كه از چه زمان و به وسيله چه كسى، اصطلاح جديد كلمه «بديع» بر صناعات ادبى و فنون بديعى، اطلاق شده است و چنانچه بررسى خود را ادامه دهيم، مىبينيم كه: ابن قتيبه (متوفى به سال ٢٧٦ هجرى)، نيز همچون معاصرانش: جاحظ و مبرد، منظورش از «بديع» كلام زيبا و شعر مختار و برگزيدهاى است كه معنى و مفهوم شگفتآور خوشايند داشته باشد، زيرا ابن قتيبه، گفته است: «ان الشعر يختار و يحفظ لانه غريب فى معناه.» ٩
و او شعرى را لطيف المعانى مىداند كه صور بيانى و بديعىاش فراوان باشد.
البته ابن قتيبه، در تأليفات خود از فنونى كه بعدها جزو علم بديع و بيان شده، بحث كرده است. ١٠
و چنانچه سير خود را ادامه دهيم و بررسى خود را دنبال كنيم، به خليفه عباسى، عبد اللّه بن معتز مقتول به سال ٢٩٦ هجرى مىرسيم كه كتاب البديع را به سال ٢٧٤ هجرى نوشته است. ابن معتز، ضمن اينكه بسيارى از محاسن كلام و شعر همچون:
التفات، اعنات، تجاهل العارف، تشبيه، تعريض، كنايه و مطابقه را بيان كرده ولى به اعتقاد وى «بديع» پنج نوع است: استعاره، تجنيس، مطابقه، رد اعجاز كلام و مذهب كلامى.
ابن معتز، باب اول كتاب را به استعاره ١١، اختصاص داده به صراحت گفته است: «الباب الاول من البديع و هو الاستعاره».
و در باب دوم از تجنيس، سخن گفته است ١٢ «الباب الثانى من البديع و هو التجنيس» و باب سوم را به مطابقه ١٣، و باب چهارم كتاب را به «رد اعجاز الكلام» ١٤ و باب پنجم را به «مذهب كلامى» ١٥ اختصاص داده است.